محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

۳۱ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است


قبل طلوع الفجر

هذه اول رســــــــالاتی و آخــــــــــرها للــــــقدر

انـــــــــی احــــــبک و اعــــشــــــــــقک لـــــلابد

و امـــــضی تحتـــــــها بدمعه عــــینی للــــدهر

انـــــــشر انــــــــغامی فی الـــبــر و الـــبـــــــحر

و اخـــطف الــشــمس و اذوب بها الــــــــــحــجر

افـــــرش ســـــواد الـــیل تـــحت قـــدمیـــــــــک

و اکـــتــب عــلـــیها اشـــواقی بلون الشــــــجر

حتــی یفهم القدر انى اتحداه بدون ای نــــــظر

نعم سیدتی اعلن جنونی و انهیار عقـــــــــلی

و اکتب وصیتی علی شفتیک قبل طلوع الفجر

" محمد نبهان "
10 اکتبر 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۴ ، ۲۱:۲۵
محمد نبهان

نژادعرب یا هویت عربی

 در باب نژاد عرب چند نکته حائض اهمیت است که باید بدان توجه داشت ، یکی آن است که اساسا اطلاق واژه نژاد عرب صحیح است یا خیر ؟ درثانی ، آیا زبان عربی فقط متعلق است به همین نژاد ؟!

 در جواب به این دو سئوال مهم باید توجه داشت که " عرب " درواقع نام زبانی ست که گروهی از اعضای جامعه بدان تکلم می ورزند ، این امرچیزی فرا تر از مسئله نژادی ، مرزبندی های سیاسی و موقعیت جغرافیایی تلقی می شود ، اگر بخواهیم از منظر عِرق و نژاد وارد این مقوله شویم به تناقضاتی مشخص بر خواهیم خورد ، لهذا ورود در این باب سبب می شود ردپای رگه های نژادی مختلفی همچون فنقیها ، آرامی ها ، آشوریها ، عیلامی ها ، بربرها ، قبطی ها ، اکدی ها ، سامی ها و بندری ها و... در این بین باز شود که هر کدام دارای زبان و آداب رسوم و محتوای فرهنگی مستقل و حتی از تیره نژادی مختلفی نسبت به نژاد عربی مورد تصور ماست اما همه آن ها اکنون متمسک هویتی به نام  "عرب" اند و آن را به عنوان یک واقعیت پذیرفته اند .

 از این روی بیان لفظ نژاد صحیح به نظر نمی رسد ، لذا باید به عرب به عنوان یک زبان و یک هویت نگرسیت و نه یک مقوله نژادی وعِرقی درواقع عرب مقصود ما قومی ست از نژاد سامی ساکن جنوب غرب آسیا (1) در روایات سنتی اسماعیل جد بزرگ اعراب محسوب می‌شود. اعراب خود را از نسل اسماعیل و یهودیان خود را از نسل اسحاق (برادر اسماعیل) می‌دانند . (2)  که هر دو گروه از نژاد سامی بر شمرده می شوند ،  سام نیز پسر نوح است که مستقیما اعراب را در احادیث مختلف از نسل وی می دانند لهذا عرب ها را از نژاد سامی می توان برمی شمرند.(3)



 معنا و مفهوم هویت عربی


 امروزه خیلی از متفکرین با خبط زبان نژاد سامی واین که عرب از ابتدا یک نژاد مشخص با هویت خاص بوده و بدون توجه به سیر تغییرات این امت و امت های مجاور و مرتبط با آن ، دچارخطا شده اند و خیلی ها را نیزدچار همین اشکال کرده اند ، اما آن چیزی که بسیار مبرهن و آشکارا به چشم می خورد این است که هویتی جدید پس از اسلام به نام هویت عربی شکل گرفته که توانسته بود با زبانی قدرتمند و به واسطه پیام الهی جهان شمول یعنی اسلام یک هویت تازه ای را خلق نماید که الزما عِرق مشخص در شاخصه های  آن محلی از اعراب نداشت و دارای اشتراکات فراوان فرهنگی با دیگر اقوام غیر سامی همجوار داشت که توانست آنها را بیش از پیش در کنار هم نگاه دارد امری که بیش از تصور ممکن ، مرزهای نژادی و زبانی را درنوردید ..
می توان پوشانی فرهنگی بزرگ را توسط عرب زبانان یا نوادگان اسماعیل یا همان نژاد سامی را در بوجود آوردن هویت عربی در دو گام مهم دانست ..


1- قدرت و نفوذ هویت عربی در سه برهه تاریخی (4)

 الف ) دوران  تجارت برون مرزی گسترده نوادگان اسماعیل در عصر جاهلیت
ب ) دوران فتوحات خلفاء راشدین  
ج ) دوران حکم رانی بنی عباس


                                 


     گسترش قلمرو اسلام در زمان حضرت محمد (ص)، ۶۲۲-۶۳۲

     گسترش قلمرو اسلام در زمان خلفای راشدین، ۶۳۲-۶۶۱

     گسترش قلمرو اسلام در زمان خلفای اموی، ۶۶۱-۷۵۰


2- به دلیل مهاجرت فراوان  نوادگان اسماعیل به اقصی نقاط ممالک اسلامی در دوره های مختلف فتوحات و ادغام ارزش ها و فرهنگ های آنان با اقوام همجوارشان  و مهمتر از آن  در دست داشتن یک پکج اخلاقی مدرن و الهی که همه بر آن متفق القول شدند ..



موقعیت کنونی زبان عربی در جهان

 این زبان جزء چهارزبان پرکاربرد جهان به شمار می رود (5) و حدود شمار کسانی که عربی را همچون زبان مادری به کار می‌برند از ۱۷۴ تا ۴۴۲
میلیون تن گفته شده است. عربی ز
بان رسمی ۲۵ کشور است که کل جمعیت آن‌ها نیز براساس آمار سیا ۳۲۹ میلیون تن است. (6)

در حالت کلی عربی گفتاری را به دو بخش خاورمیانه‌ای و باختری تقسیم می‌کنند اما به طور دقیق‌تر عربی دارای ۴ گویش زیراست که

 هر کدام خود دارای لهجه‌های فراوانی است.

لهجه مصری

لهجه مغربی (شامل لهجه‌های: مراکشی، تونسی، الجزایری و .. )

لهجه خاوری (شامل لهجه‌های: لبنانی، فلسطینی، و عرب زبانان غرب کشور اردن)

لهجه عراقی و یا خلیجی (شامل لهجات عراقی، کویتی، شرق سوریه، ساحل خلیج فارس از عراق تا کشور عمان و سواحل جنوبی و جنوب غرب ایران اهواز و در آبادان و شادگان)

 







منابع

1 –  فرهنگ لغت عمید ( اسم { عربی ، مقابل اسم عجم } )

2 _  ابن کثیر، بدایه و نهایه، ج‏1، ص‏159

3 _  الترمذی – شماره 3931

4 _

   * جواد علی می نویسد: «سرزمین حجاز (مکه) به لحاظ اقتصادی و دینی از مناطق با اهمیت جزیرة العرب به شمار می آمد. اهمیت اقتصادی آن از این جهت بود که یکی از شریانهای اصلی بازرگانی جهانی از آنجا می گذشت در شریانهای دیگری به جانب شرق و شمال شرقی از آن منشعب می گردید .
/ عبدالعزیز سالم، پیشین، ص 246، به نقل از تاریخ العرب قبل الاسلام، جواد علی، ج 4، ص 161
«دکتر عبدالعزیر سالم» می نویسد: «یکی از عوامل رونق و درخشش شهرهایی چون مکه، طائف و یثرب نزدیکی آنها به بازارهای تجاری معروفی بود که در ماههای حرام دایر می شد. زیرا در خلال این ماهها مردم نسبت به جان و مال خود احساس امنیت می کردند این بازارها عبارت بود از «بازار عکاظ» در سرزمین وسیعی میان مکه و طائف، بازار «مجنه» در پائین مکه، بازار «حباشه» در نزدیکی بارق، بازار «ذی مجاز» نزدیک عرفه و...»
/ عبدالعزیز سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه باقر صدری نیا، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی 1380، ص 249.
   * پس از درگذشت حضرت محمد (ص) ، خلیفه اول برای دفع مدعیان پیامبری و برگشتگان از اسلام جنگهای رده ترتیب داد. در زمان وی مسلمانان به سوی نبرد با رومیان و فتح شام نیز شتافتند و فلسطین به دست مسلمانان درآمد. ادامه کار در زمان خلیفه دوم، عمر بن خطاب منجر به فتح دمشق و یرموک شد و هرقل شام را رها کرد و به قسطنطنیه گریخت و شام بتدریج دردست مسلمانان افتاد و تا کوههای توروس در آسیای صغیر پیش رفتند. بیت المقدس که در آن زمان «ایلیاء» نام داشت به هنگام سفر عمر به شام از سوی اسقف اعظم تسلیم شد. از آن پس عمر به گسترش فتوحات در مصر و شمال آفریقا شتافت. در دوره پیامبر اسلام، محمد نیمه غربی شبه جزیره العرب در دست مسلمانان بود. در عهد ابوبکر تمام شبه جزیره تصرف شد. در عهد عمر مسلمانان تا ماوراءالنهر و شمال دریای مکران و همه ایران (بجز سواحل شمال آنسوی دیواره‌های البرز) و سرزمین عراق، شام، مصر و باریکه سواحل لیبی را متصرف شدند. در زمان عثمان، تا دریاچه آرال و کناره‌های دریای خزر تا دریای سیاه (شرق آسیای صغیر و جنوب قفقاز)، جنوب آسوان و قسمت اعظم سواحل لیبی متصرف شد
 
/ اطلس تاریخ اسلام، صادق آیینه وند، انتشارات مدرسه (۱۳۷۸).
   * در سال ۴۲۱ هجری، حاکمان محلی عباسیان لشکرکشی‌های گسترده و پیاپی به هندوستان آغاز کردند؛ این کار از زمان سبکتکین شروع شد ودر زمان محمود غزنوی به اوج خود رسید. دستگاه خلافت عباسی، این حملات را نوعی جهاد برای گسترش اسلام تلقی می‌نمود؛ با فتح هند راه برای گسترش اسلام در هند گشوده شد و معابدی چون معبد سومنات ویران گشت. در سال ۴۶۳ هجری (۱۰۶۸ میلادی)، الب‌ارسلان، با روم شرقی و امپراتوری بیزانس به جنگ پرداخت. امپراتور بیزانس، خواستار پس گرفتن سرزمین‌های تصرف‌شدن توسط سلجوقیان در آسیای ضغیر بود. در نبرد ملازگرد، سپاه بیزانس شکست خورد و امپراتور بیزانس به اسارت درآمد. پس از شکست ملازگرد، اسلام در بیزانس گسترش یافتٰ و حکومت سلجوقیان در روم تثبیت گشت.

5_ مشرق نیوز – کد خبر ۷۹۲۶۳  
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/79263/پرطرفدارترین-زبان-های-جهان-کدامند  
6_ 
http://www2.ignatius.edu/faculty/turner/languages.htm 


" محمد نبهان "

18 نوامبر 2015


۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ آبان ۹۴ ، ۱۵:۰۱
محمد نبهان

دنبنا 
نتصدى للصواریخ بأجسادنا
و نموت علی أرض أجدادنا
ینهض التراب حین یشتاق للسماء
من الوادی المقدس،
ها هناک.. 
اؤلئک الأطفال و أمهات یودعون الأرض أثقالها 

لا اری شرفا 
ولا عارا 
ولا حزنا فی وجوه الحکام العرب
قولو لی من أی جنس هؤلاء الخبثاء ! 

ذنبنا
نغسل وجوههم من العار 
یکفی لنا الغزة
ان نقول أنهم ابناء الحرام

" محمد نبهان "
25 جولای 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۱
محمد نبهان

امنیتی

امنیتی ان یفتح السحاب طریقا امشی منه الیک 
ان اری من کانت سبب جنونی
و فی ای وادٍ ضاع منی عقلی 

امنیتی لیست کبیره
امنیتی ان ارمی قلمی علی الارض 
و امزق کل اوراقی و المس وجهک الحنون
و ابتسم
امنیتی ان اتخلی عن هذا العالم
و انام فی جنون عالمنا
ولا احیا 
و لا ارجع 
فان الحب یعرف کیف یذبح أولاده


" محمد نبهان "
22 می 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۷
محمد نبهان


الحائر بین الصحو والمنام

سالتنی :
لماذا سهران اللیالى؟
قلت لها لیشبع من رؤیه الجمال ، 
هذا الحیران
قالت :
ولماذا لا یمضی النهار بالنوم ؟!
قلت :
هل یمکنه ان ینام
و حبیبته فی النهار تبهج الحیاه منه بعد المنام!!! 

" محمد نبهان "
10 می 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۶
محمد نبهان

قلبی

قلبی یریدک
و السماء تشهد 
فی الیل استتر ، للصمت 
و اسمع ..
دقات قلبی ، شوقی ..
و اسقیها دمعا 


" محمد نبهان "
19 اکتبر 2103

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۴
محمد نبهان

1
انا لست مجرما
انا لست مذنبا
ما هدمت دارا
ما ظلمت نفسا
ما سرقت مالا
ما نقضت عهدا

انا لست مجرما
لاننی انا انا
و اعیش کما أؤمن انا
اطیر فی احضان السماء
و اصدق بحیاه الطیور الاحرار
و اؤمن بحرکه الماء التیار
بین الجبال الاوتاد
فانا هو انا

انا لست مجرما
لاننی ارى الحیاه کما هی هی
و احب الناس کما هم هم

و قلت احب کل الالوان
بنفس الحجم أبیضها و اسودها


2
انا لست مجرما
رایت المشنقه
سمعت ضحکه الضباط
رائحه الاموات
و همهمة الناس
فی مجالس الاحقاد

و قلت لا اعتقد بالقیود
و اسر الفکر فی فراش الجور
لا اتهم بشرا و لا اکره شخصا
فانا اعتقد بدین حب
لکن وا أسفاه 
فمن یعتقد بذالک فهو مجرما فی عصرنا
و ضال کما یزعمون


" محمد نبهان "
10 اکتبر 201

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۲۵
محمد نبهان

دلینی الیک

الی حنانک
و الی ضفائرک و جنون احساسک
دلینی الیک
فلا تقنطى من رحمه ربنا
ولاتخجلی من سنه حبیبنا

دلینی الیک
و امسکی یدی
صدقینی
فانا اکتب قصیدتی لاخرها
فلا احب القیود
ولا احب الضیاع فی سواد الیل
لمحه صغیره منک
ترسم قصیدتی علی وسادتک

دلینی فی الظلماء
تحت الامطار و فوق اعشاب الغابات
ضمینی من البرد و الطوفان
و من عجز کلمات الحب فی الاشعار

دلینی الیک
الی عطر حضنک
و حراره شفتاک
 برمشه عیناک
فوالله انا ضلیت الطرق
الیک والی وطنی
الی من احببتها و عشقتها
بالجسد والاحساس
وأنا ها هنا اعترف
ان الحب ، ضوء کل عاشق مجنون
و مفتاح کل ضائع مهجور
لکن یا سیدتی
دلینی
حتی لا اکذب علی نفسی
و لا امثل کعاشق قدیم

فانا ابداء من جدید ، بتاریخ العشاق
و افتح دفاتر القصائد من منتصفها
ولا اتحمل قرائتها من اولها الی اخرها
انا مجنون بلا صبر
فقط
دلینی الیک و الی وطنی
واترکی الباقی للمجنون


" محمد نبهان "
8 نوامبر 2012

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۱۹
محمد نبهان


حبیبتی


حبیبتى 
هل تذکرین نکهة اللیمون
و رمل البحر فى الشتاء تحت المطر
هل تذکرین العصفور المبلل 
وهو یأوى تحت ورق الشجر
هل تذکرین نقوش احلامنا على رمل البحر

رکضنا وترکنا کل شئ خلفنا
و رقصنا تحت المطر
هل تذکرین احلامنا فى السماء
والنجوم البراقة تنادى الملائکه بالفرح
ذهب النوم .. تعطل العمل .. وحضن الجنون العقل
 
و هل تذکرین من قاد قارب الحب فى امواج الحیاه
فأنا لا اتذکر إلا حبک وحنانک المرسوم فى قلبى
والیل الذى لمست فیه ضفائرک تحت ضوء القمر
وعشقنا وضحکنا ولعبنا فى احضانه

حبیبتی
فانا ولدت من یوم لقائک
و عشت من یوم فتحت عینی برسم الله علی وجهک
انام وانتی فی خیالی ..
واصحی و انتی على بالی
و الی این المفر و این الحل ؟
یا فراشه قلبی


هل تجوز الحیاه بلا هواء
أو یعیش البشر بلا تنفس
فوالله قد اصبحتی حیاتی
و اتنفس وأحیا بحبک

حبیبتی 
فانا ولدت منذ وجدتک .. 
و بدأت الحیاه بین حنایا قلبی و سطور اشعارى
فانا اعیش فقط من أجل رؤیاک .. 
من أجل أن ارقص معک تحت الامطار
وها أنا أعلن هنا .. 
أن یوم لقائک هو ملکا لتاریخ الاعیاد فى قلبى

حبیبتی 
انت فقط حبیبتی 
و هذا انا ، انا .... 
و هذه قصتی


" محمد نبهان "
15 اکتبر 2012

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۱۲
محمد نبهان

یا طیر 


کنتی لحظه فی خیالی
طرتی کالطیور الحره فی سماء العالی
قلت یا ریت اقبضت علیکی و حضنتکی
واشمیت ریح الامالی
ولکن انتی طرتی فی العالی
ولا اقدر اعثر علیکی حتی ببالی
قلت لنفسی یا ریت یا ریت کنت مثلکی 
حضنت الهوی و وصلت الی الحبیب الغالی
ولکننی فقدت الوعی فی منتهی الشعر 
لان الهوی الان لیس فی داری 
وانا ثقیل الوزن ، 
لیس کمثل الطیرطائر فی سماء الحبیب الغالی.

" محمد نبهان "
28 جولای 201

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۰۶
محمد نبهان


اردت اکتب شعرا
سطرت الکلمات
ونقشت بالجوهر على ورقة بیضاء
نفخت فیها بکل ما امتلک من احساس
لکن
لا ادری لماذا اغواها العشق و خرج الکلام عن السیطره
و ابتعد الی دیار الهذیان ...


" محمد نبهان "
12 اگوست 2012


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۰۳
محمد نبهان

حبیبتی


وقعت بمشکله خطیره
لاتنحل و لاتنسی
لاتبتعد ولا تتقرب
فأنا برموش عینیک مفتونا
بالکحل الاسود مندهشا
فی ستار حجبک محجوزا
والقلب العاشق فی صدری محفوظا
حب یلهمنی لمس ضفائرک الممدودة
فی سواد الیل تفرش رائحه کالازهار محسوسه

و شفتاک ....
 آه من شفتاک
تتلمع من طعم نعومتها و تبتسم مسروره
حین الخطر یواجهنی لا افهم و لا عقلی یساعدنی
حبیبتی وقعت بمشکله خطیره
فهل من ناصر ینصرنی .. 

و من حبک یخلصنی


" محمد نبهان "
10 اکتبر 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۴ ، ۱۲:۰۰
محمد نبهان

جبروتک

حدیدی جدا جبروتک
فانا لم أعد ارى احد یا امیرتی
فقط انظری فى عینی ...
و اسمعی من اذنی ... 
الی جمالک ورقة صوتک
حینها ستفهمین ... 
لماذا ترکت الدنیا و تجننت !


" محمد نبهان "
13 اکتبر 2012

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۵۰
محمد نبهان

اعلم
امنیتک هى ان تخرجینی من حنایا قلبک
و تمحینی کأنى لم اکن یوما
و تریدین ان افارق المحبوب
و اتجاهل الحب المحبوس فی قلبی
اعلم
ان لا طریق للعوده
و انى احارب المجهول
تتحدینی حتی اخالف القدر
و اغض النظر
عن القلب و الروح والوفاء
اعلم
ان لا سبیل للمجانین
سوى الحب و الحب و الحب للحب
و الموت و الموت و الموت للقدر
فالوفاء طریقهم و الحب سیرتهم و الابتسامة جرحهم
فلا تخافى منهم ان علمتی یوما
صمت و فارق الحیاه
لانى اعلم
ان العاشق یعیش من اجل سعاده الحبیب
ویکفیه ان یرى ابتسامته
حتى ولو من بعید ..!


" محمد نبهان "
10 سپتامبر 2012

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۹
محمد نبهان

سمیتک صدیقی


سمیتک صدیقی
بعیدا ام قریبا
سعیدا ام حزینا
شئت ام ابیت
ستبقى صدیقی
لا مجال للهرب یا صدیقی
فهل للاسماک بغیر الماء سبیل
وهل تظننی اعیش سواک لحظه سعیدا ؟!
فانت مخطءٌ بلاشک
فی القلب نجوم ان کدرت واحده
لا قیمه للحیاه بعدها

سمیتک صدیقی
ادخلتک فی قلبی سراجا
فطابت اوجاعی
وذهق القلَق فی قلبی حدوثا
طیفک فی احلامی
نُسیت اوهامى
فاحتفلت به اللیالی
لا مجال للرفض یا صدیقی
او تبتعد منی عزیزی
فان زعلت منی بلا عفو
لا تلومنی یا حبیبی
لان الموت اهون من فراقک یا طبیبی

انی سمیتک صدیقی
لا تکن کالسحابه التی تخفى الشمس
حتی لا یری نفعها ذرا
و لا تکن کالقمرتبخس انوارها
و تملاء الارض من سوادها
انی سمیتک صدیقی
لانک تشابه الشمس
تسطع انوارک و تحترق اجزائک

و تنشر من حنانک الی من لا تحب
انی سمیتک صدیقی
لان اصدق انت حبیبی و عزیزی
ولن تترکنی بسهوله
مهما کانت الظروف سیئه


" محمد نبهان "
11 اکتبر 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۶
محمد نبهان

و انا 

و انا حینما یتمرد قلبی
ینطق قلمی
و تحزن معی اللیالی
و یجمع بکائی ... اوراقی !
تنام فیها اوجاعی
حین افکر بمماتی
و بدایه افراحی


" محمد نبهان "
21 ژانویه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۲
محمد نبهان


الى مجهولة العنوان

قلمی یلومنی کثیرا
حین اکتب عنک
و الاوراق تسأل
لماذا یسود وجهی
و المقعد
تعب منی
و اشتکى من وزنی
و المرایا تکرهنی
حین التفت الیهم
لا ادری کیف ارد علیهم
و انا مازلت افکر فیک
و ابقی اتعبهم معى کالماضی 


" محمد نبهان "
18 ژانویه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۱
محمد نبهان

الحریه

الحریه
بحثوا عنک کثیرون
یـأسوا
قرأوا الوف الکتب
تأسفوا
سألوا قبلی کثیرا
ما وجدوا
حین رجعت للبیت
تأملت
کنت افکر فیک
تالمت
رایت نفسی فی المرایا
تفاجات
تذکرت نفسی حین أفکر فیک
فابتسمت


وجدتک فی فکری ، قلبی
و فی نفسی
تحیرت
سلبوا منى حق الابتهاج حتی
اسرونى فی جسدى
احتفلت
کثیرون ارادوا ان یسرقونک منی
فتحدیت
فانت حس لا یسجن
و لا لجبروت احد
یخضع


" محمد نبهان "
8 ژانویه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۴۰
محمد نبهان

خطوه ...خطوه ...

عینی تقترب الیک

دموعی تعزف اغانیها

و رموشک تفسر معانیها

فی بیت واحد یعبر منه احساسنا

ویتجلل به طموحنا

تغرد فیه العصافیر باحلامنا

حین اتقرب الیک

انسی الزمان و المکان

انسی الانس والجان

ولا اتذکر الی رائحتک اطرافنا

فلا باس

لو نسیت روحی بین احضانک

و ترکت الجسم بمکانها


" محمد نبهان "
28 ژانویه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۶
محمد نبهان

عشقتک

من یوم لقائک و اصبحت متیما

لست شاعرا بل مجنونا

لست عاقلا بل عارفا

فی حبک مسحورا

دخلت قلبک مسجونا

عجبت من نفسی مندهشا

احببت سجنک جنونا

لا ارید حلا بطیئا

و لا ارید ان یٌطلق سراحی سریعا

فماذا تریدون منی

حین اقول اسمها تکرارا

هل یفهمنی احدا

و یحسنی شخصا علیما

وهل للقدر ان یحترمنی قلیلا

ولا یعذبنی ببعدها طویلا

و انا سالت ربی کثیرا

الا یحرمنی

من جمالها

حنانها

ابدا ... ابدا ...
مستحیلا



" محمد نبهان "
10 سبتامبر 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۳۳
محمد نبهان

ممر 

1
حبیبتى
انتی قصیدتی
الذی علقتها
علی ممر العصور
حتی تراها
جمیع نساء القصور
ویعلمن ان حبى لکى ، هو حب و غرور
الذی لم یرون مثله قصصا و لا شبیه
انا احبک بجنون کالمجنون
ولا یوجد فی التاریخ قرینا لی و لا مثیل

2
خلینی حوالیک
فی رموش عینیک
تحت ظل حاجبیک
بجوار شفتیک
خلینی اعشقک بجنون
انزع کل همومی و اشتاق الیک
اهرب من کل الناس و اطیر الک
خلینی ابقی لک
فانا تحدیت التاریخ و القدر ... حتی
الارض و السماء ... لاجل عینیک

3
وجع
احمله سنینا علی کتفی
هرب منى نوم اللیالی و وعی النهار
و طمعت بملاطفت ضفائرک
سکرت حین شمیت رائحتک
و فقدت العقل باسحارک

وجع
امتد من یوم الی یوم ...حتی
تلاقی نفسی بنفسک
روحی بروحک
و ستنسینا بجمالک
و بشعرک المنسدل
کل لیالى الفراق
و تطیب الروح من روئه وصالک


" محمد نبهان "
23 فوریه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۲۸
محمد نبهان


اربع لحظات جنون


1

تمهلی قلیلا

حتی اثمل من رائحتک کثیرا

صبرینى برشفه لذیذه

او حتی عناقا قصیرا

دعینی اذوب فی همساتک

و اروى اشواقی التی سهرتنی طویلا

دعینا ننسى کل الماضى

و اکتب قصیدتی علی شفتیک من جدید




2

تمهلی قلیلا

حتی احس رائحه الجنه فی الارض کثیرا

و اطیب بها الجروح قلیلا

فی وجودک سحرا

یجذبنی الیک و ینسینی همومی جمیعا

فانا لا املک من الدنیا حتی خردل

فذوبى معی .... برهه

حتى تصنعین منی امیرا قدیرا

یحتفظ بحبک زمنا طویلا




3

انا مجنون

مجنون فیک

سرقت کل لغات الحب

من جمیع قوامیس الارض

و اتحدی کل من استعملها !!!

و فرشت حنانی علی رمل البحر

لو یوما تلمس قدمیک عاصمتی

انال من تقربها !!!

فهذه ارضی ، بسلام آمنه ... ادخلیها




4

یا من یفیض الجنون من دلالک

و یفوح عطر الحب من جمالک

اعطینی جرعه من نبیذ شفتیک

وغطینی حتی اسکر مع خیالک

واهرب من نفسی و من عذابک

و اترکینی بحالی حتی اطیب من طیفک



" محمد نبهان "
2 فوریه 2013

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۴ ، ۱۲:۲۶
محمد نبهان

لو

لو ترفرفت ضفائرک فی الهواء
سیطیر القلب و یهوی بهواک
لا ترقصی ...
لا تدوری ... 
لا تنحنی ...
ستریدین قتلی بمکانی 
للحیاه جمود لا یراها مثلی فی زمانی 
لو ما عیونک السوداء رحمت 
ما تلونت الحیاه فی عینی و ما صبرت !


" محمد نبهان "
22 اکتبر 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۸
محمد نبهان

جمیلتی


انتِ جمیلتی
سأقولها على لسانى
أعترف بکل کیانى
وأرحب بجهود اللغات
التى ترتب أحلى المعانى بأجمل الأوزان
لکننى ..
أدرک أنه لن یقدر شئ أن یصفک
لهذا غمضت عیونى
و ترکت على أجنحة النسیم رسالة ،
انى افتخر بک ..
و بعثت فیها روحى وسلامى

انتِ جمیلتى
سأکرر ..
واصر ..
واتخذ العالم شاهدا !
النجوم تنکدر
والسماء تنطوى
والشمس تخمد
حین یراک الجمال ، والله ..
یخجل و اما ینحنى .


" محمد نبهان "
30 نوامبر 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۶
محمد نبهان


انا و دون کیشوت


بیننا تشابه 
انا و دون کیشوت ! 
نحارب معا ... 
هو ضد المجهول و انا ضد المعلوم ...
و فی النهایه ... 
لنا بسمه مع الوحده !


" محمد نبهان " 
5 ژانویه 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۴
محمد نبهان

حبیبتی 

1
سـاترک لک .. 
عیونی ..
قلبی .. 
و اوراقی .. 
حتی تؤرخین الاحلام ! 
ستشهدین انتی ، یوما ما ! 
انه لا یفوح منها الا عطر انفاسک ...
فسبحی بحمد ربک الذی خلق الحب بهذا الجنون


2
لن تجدی فی التاریخ شاعرا بلا حبیبه ! 
یشهد التاریخ ، 
انی بداءت اسود وجوه الاوراق من یوم لقاک !
انتِ حبیبتى ...
و القصائد تشهد !



" محمد نبهان "
16 ژانویه 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۳
محمد نبهان

المستحیل 



اللیل و النهار ...

الماء والهواء ...

الرجل والمرأه ... 

للبعض ، تضادٌ !

الحیاه من دون احدهما ... 

و انا ... 

من دونک ! 

مستحیل ... مستحیل ...


"محمد نبهان "
15 ژانویه 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۲
محمد نبهان


ما بین النخیل

سـ ابقی 
مهما تکاثرت الاوجاع ..
و اقول للرحیل ارحل !

اقف ما بین النخیل
و اعلم ...
ارضی بلا ظلال .. 
و اصمت ! 
مثل النخیل بلا راس .. 
فـ اثابر ! 

و اذا ارادوا انحنی ..
سـ اقول لهم
النخیل هامتی 
والارض جسدى
وترابها دمى ..

وان اخذوا راسی .. 
فـ لا ابالی ان اکون مثل احبابی !


" محمد نبهان "
16 فوریه 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۳۱
محمد نبهان


لماذا ارتجفت قصائدى

حبیبتی
ارتجفت قصائدی
و انا لم المس ضفائرک الحمراء بعد
و عیونی لم تلاحق عیونک السوداء بعد 
و لم اشم عبیر النسیم الذى یفوح برائحتک النرجسیه بعد
لکن ، ارتجفت !

الشمس التی ،
ذابت ... 
احترقت ...
هل تری کل یوم وجهک المرمری ؟! 
ام اللیل الذی ، 
صامد ...
اسود ... 
هل احُتل بکحلکِ الاسودی ؟! 
وماذا اقول عن العصافیر ؟!
هل تهلهل بانتعاش الحیاه باکملها 
لاجل جمالک الوردی ؟

حبیبتی
هل ترین کل شئ یتغیر ... 
ینحنی ... 
یُحتل امامک کابتسامه طفل بریء من الجمود البربری ! 

فلا تتعجبی ..
ولا تتحیری
اذا لو ارتجفت .. لو ضاقت بحجمها و ماتت
فلقد دفنت قصائدی فی صدری 
و لم اقراها لک من قبل ! 
فانتی مسئوله ...
مسئوله بحجم جمالک و طول ضفائرک ! 
و انا هنا ...
فی البعد انزف عشقا 
ترتجف منه قصائدی ! 


" محمد نبهان "
  17 فوریه 2014

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۴ ، ۱۴:۲۸
محمد نبهان

به تو می اندیشم 


در اعماق وجودم ، آن جا که حِس هیچ کس را بر نمی تابد ..
تو تنها می خروشی
و من لبخند می زنم 
همه مبهوت ...
نمی دانند آخر 
به تو فقط می اندیشم !

گه گاه وجودم بر من می شورد
حنجره ام را فریاد می فشرد
و چشمانم ذره ذره آب می شوند 
اما می بینمت آن کناره ها لبخند می زنی !!
زیر سایه 

موهای پریشانت سخت تو را در بر گرفته 
و شرم ، حتی خجل !
با آن نگاه گیرایت 
احساس را به رقص وا می داری 

افسوس 
تو و سراب همجنس شده اید 
دست نیافتنی 

مثل سایه قرص ماه در آب

چه روئیایی ؟!
اما نه ..
چه افسوسی

من به تو می اندیشم 
اما ..
 تو را نمی شود دست یافت  !


" محمد نبهان - 1 اکتبر 2015 "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۲:۰۰
محمد نبهان

نفس جا می ماند !


آن جا که نفس جا می ماند

میان خر وارها غُصه ...

و اوهام پریشان حال

در قامت جان ، دست اندازی می کنند 

سکوت ، نعره اشک ها را شنید ..

اما نفس ..

 لبخند زد و گفت : با من بمان !

با همه این قصه ها  ..


" محمد نبهان - 17 اکتبر 2015 "

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۴ ، ۲۱:۳۱
محمد نبهان