محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

تاریخ معاصر شهر اهواز

جمعه, ۲۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۶:۴۶ ب.ظ

تاریخ معاصر شهر اهواز


- اهواز و موقعیت
 منطقه ای آن

اهواز یکی از کلان شهرهای بسیار مهم ایران است که در جنوب غرب واقع شده و مرکز استان خوزستان است . این شهر که در موقعیت جغرافیایی ۳۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی، در بخش جلگه‌ای خوزستان و با ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع شده‌است. (1)
این شهر دارای هوای گرم و خشک است که متاسفانه در چند ساله اخیر به دلیلکمبود شدید پوشش گیاهی ، گرمی و خشکی هوای این شهر شدت گرفته و آن را در رده گرمترین مناطق ایران جای داده ‌است . در تابستان تا پنجاه درجه سانتیگراد افزایش می‌یابد . و به دلیل بی توجهی مسئولین نسبت به زیست بوم منطقه و افزایش روز افزون آلودگی های صنعتی سبب شده این شهر در سال ۲۰۱۱ بر پایه‌گزارش سازمان بهداشت جهانی به عنوان آلوده‌ترین شهر جهان شناخته شود . (2) و متاسفانه تا کنون همچنان مشکل بحرانی این شهر به طور کامل بر طرف نشده است . 

این شهر با 20.644 هکتار مساحت ، چهارمین شهر وسیع ایران پس از تهران ، مشهد و تبریز می‌باشد . (3) اهواز از سال ۱۳۵۵ خورشیدی از نظر جمعیت شهر اول خوزستان بوده‌ است و پیش از آن آبادان این رتبه را در استان خوزستان در اختیار داشت. (4)
موقعیت جغرافیایی ، اقتصادی ، صنعتی و سیاسی منحصر به فرد آن سبب شده تا دولت توجه خاصی را معطوف به این خطه نماید ، چرا که نقش بسزایی را در رشد اقتصادی ایران برعهده دارد به طوری که می توان این استان را موتور محرکه و مرکز قدرت ایران دانست .

اهواز محور ترانزیتی بسیار مهمی است، که بوسیله راه‌های زمینی و ریلی و هوایی سایر نقاط کشور را به بنادر مهم آبادان، خرمشهر، بندر امام خمینی و ماهشهر پیوند می‌دهد. همچنین با وجود پایانه و بازارچه‌های مرزی شلمچه و چزابه در نزدیکی اهواز، این شهر به طور مستقیم متاثر از ترافیک کالا و مسافران خارجی و داخلی ، علی الخصوص مسافران سیاحتی و زیارتی ایرانی و عراقی می‌باشد.

اگر نگاه مختصری به پرواز های داخلی و حجم بزرگ حمل و نقل باری این شهر بیندازیم تا حدودی می توان از اهمیت این شهر مطلع شد طبق آمار ها ، شهر اهواز پس از تهران و مشهد ( که یکی پایتخت و دیگری شهر زیارتی محسوب می شود ) در جایگاه سوم با 7969 پرواز ورودی و خروجی قرار دارد .(5)

البته نباید از یاد برد که این شهر از قدیم به عنوان یک بندر استراتژیک و مهم مورد استفاده قرار گرفته می شد همانگونه که در گذشته ، آزادی کشتیرانی در کارون سفلی (از محمره تا اهواز) در سال ۱۳۰۶. ق (۱۸۸۸. م) بر روی کشتی‌های خارجی، باعث رشد و رونق تجارت در ایالت و به ویژه شهرهای محمره و اهواز گردید. افزایش حجم مبادلات و داد و ستد، صادرات کالا به خارج و واردات کالا به محمره، سبب گردید تا مردم اندک اندک به شهرهای مزبور مهاجرت کرده بر جمعیت آنها افزوده شود. (6) امروزه نیز گرچه با کاهش آب کارون و عدم لایروبی و گاهاً با سیاست های غلط ونامتعارف همچون انتقال آب کارون و کرخه از سرچشمه به اصفهان و قم و .. ، نمی توان آن را به عنوان یک بندر شناخت ولی با توجه به قابلیت های فراوان آن امید است که این شهر بتواند توان گذشته خود را باز پس گیرد ، البته نکته قابل توجه این است که این شهر هنوز هم توسط دولت به دید یک بندر مهم اقتصادی شناخته می شود. یعنی هنوز می توان آن را به عنوان بندر اهواز شناخت . (7)

سیری کوتاه به تاریخ معاصر شهر اهواز 
اگر به طور گذرا و اجمالی بخواهیم تاریخ این شهر را بازبینی کنیم در خواهیم یافت در بیشتر عصور این شهر دچار وقایع اسف باری همچون ویرانی و امراض مختلفی چون سل و وبا شده که سبب عدم رشد و رونق این شهر در سده های اخیر بوده است 
با توجه به نوشته سیدعبدالله جزایری پیداست که در اواخر قرن دوازدهم هجری نیز اهواز حال و روز خوبی نداشته‌است. او می‌نویسد: اکنون از عمارات آن‌جا همان قلعه موجود است که شیخ ناصر بن حمید آن را حصار کشیده مشتمل بر چند خانه‌وار رعیت دیم‌کار . (8)

پس از آن نیز اهواز به همین صورت بوده و در حد یک روستای کوچک باقی‌مانده بود. سر اوستن هنری لایارد که در زمان شیخ ثامر بنی‌کعب ۱۲۵۸. ق (۱۸۴۱. م) در این منطقه بوده به هنگام ذکر قلمرو بنی‌کعب، هیچ گونه نامی از اهواز نبرده و در عوض نام روستای ویس در شمال اهواز را در کتاب خود آورده‌است. این امر نشان می‌دهد روستای ویس پرجمعیت‌تر و آبادتر از اهواز بوده‌است (9)

کاپیتان هنت که در سال ۱۲۷۳. ق (۱۸۵۳. م) یکی از افسران ارتش انگلیس در جریان جنگ ایران و انگلیس در محمره بوده و پس از فرار خانلرمیرزا به اهواز با کشتی به تعقیب خانلرمیرزا پرداخته، اهواز را این چنین دیده‌است : 
" شهر اهواز مثل اکثر بلاد مشرق زمین دارای خانه‌های محقری است که از خشت و گل، بدون مراعات اصول صحی به ترتیب غیرمنظمی ساخته شده و در حدود یک هزار و پانصد الی دو هزار نفر جمعیت دارد. تمام سکنه اهواز را عرب‌ها تشکیل می‌دهند ، ایشان کاملاً خوش قیافه‌اند و اندکی سیاه چرده‌تر از اسپانیایی‌ها هستند " (10) 
بافت جمعتی اهواز نشان می دهد تا سال 1273 ساکنان شهراهواز را فقط عرب های بومی آن تشکیل داده بودند البته می توان این تاریخ را تا سال 1330 نیز امتداد داد چرا که طبق تاریخ شفاهی اهواز خانواده بیت نبهان العامری و چند خانواده عرب دیگر ساکن این نواحی بودند و کمی جلوتر می توانیم اشاره های کم و بیش واضح تری را در تصدیق کلام فوق الذکر از نجم الملک بیابیم که تقریبا حوالی بیست و شش سال بعد از ورود این افسر انگلیسی به اهواز نگاشته شده است ، یعنی در سال ۱۲۹۹. ق (۱۸۸۲. م) حاج عبدالغفار نجم‌الملک از 

«قریة اهواز و قریب ۶۰ خانوار رعیت عرب» سخن گفته که : 

«کدخدای آن شیخ نبهان» است. شیخ نبهان عامری کعبی بازمانده همان کعبیانی است که پس از فتن آل‌کثیر در قریة اهواز نشیمن داشتند. قریه اهواز در حال حاضر قدیمی‌ترین محله شهر اهواز است که نام آن برگرفته از نام جدّ شیخ نبهان یعنی عامر است و به محله «عامری» معروف است، در جوار این محله نیز محله‌ای است که آن را «اهواز قدیم» می‌گفتند. به احتمال زیاد قریة اهواز در محل این دو محله بوده‌است. (۱۱) 

زمانی که نامی از اهواز به میان می آید اولین چیزی که در تاریخ معاصر این شهر به چشممی خورد نام خانواده بیت نبهان است که به طور شگرف با تاریخ این شهر گره خورده به طوری که نمی توان با بی توجهی از کنار آن گذر کرد تا کنون نیز مناطق و خیابان های زیادی به نام آنان ثبت گردیده ( به دلیل آن که بیش از نیمی از زمین های اهواز قدیم تا منطقه زرگان ( الزرقان ) کنونی از املاک این خانواده به حساب می آمده است ونیز منطقه ویس و حوالی آن ) است .

مناطقی چون عامری (شهرت خانوادگی آنان به این نام بوده است ) – آسیاباد ( آسیه عامری دختر شیخ نبهان بانوی نیکوکاری که زمین های خود را به مردم اعطاء کرد تا در آن سکنا گزینند ) و خیابان شیخ نبهان ( نام شیخ نبهان دوم ) کورش از بارز ترین نقاط اهواز به شمار می آیند که این نام گذاری ها در آن صورت گرفته است .


تصویر شیخ نبهان دوم و دو فرزند ایشان شیخ لفته و شیخ زاهد العامری


در تاریخ بیت نبهان چنین نقل شده :
نبهان اول فرزند شیخ سلمان جد اعلای نبهانی های اهواز ، از قبیله کعب و از عشیره نصار بوده است . نبهانی های اهواز ( بیت نبهان ) که به عامری ها شهرت دارند ، از تبار نبهان اول می باشند . با توجه به اینکه از قبیله کعب نصار بوده و بنی کعب به نوبه خود از بنی عامر منشعب شده اند ، نبهانی های اهواز به عامری ملقب گردیده اند .
متاسفانه بعضی از پژوهشگران ، نبهانی های اهواز را از عشیره مشهور نبهان ، شاخه ای از قبیله بنی طی از عربهای جنوب پنداشته اند که این امر صحیح به نظر نمی رسد .
نبهان اول در سال 1663م در شهر قبان (شادگان فعلی ) به دنیا آمد و در سال 1698م به علت اعتراض به رفتار ستمگرانه شیوخ قبیله ، از جمله پدرش ، مورد غضب واقع شد و در زندان قبان زندانی و شکنجه های بسیار دید . 
پس از رهایی از زندان همراه عده ای از یارانش راه حویزه را در پیش گرفت ، نبهان اول پس از توقف کوتاهی به حویزه در آمد سپس عازم اهواز شد ، دیالم ( دیلمی ها ) که حاکم آن زمان اهواز بودند بر آن شدند که از ورود وی به اهواز ممانعت کنند . دیلمی های اهواز در تابستان سال 1705 طی جنگ سختی از نبهان اول شکست خورده ، به شهر رامهرمز که محل حکومت قبیله آل خمیس در آن دوران بود ، عقب نشستند و سپس نبهان اول خود شخصا ولایت اهواز را به دست گرفت . این جنگ در کوی اهواز قدیم در محل بازارعامری فعلی اتفاق افتاد ، به نام جنگ " مترامش " شهرت یافت .
نبهان اول پس از تثبیت موقعیت اش در اهواز ، فرزند بزرگش فارس را که مردی شجاع و شاعر و خوش بیان بود ، برای حفاظت از خطه اهواز در مقابل هجوم دشمنان به چهل کیلومتری شمال اهواز ، اطراف بند قیر و سپس به بخش "ویس" فعلی فرستاد ( نبهانی های بخش ویس از نوادگان فارس هستند )
همچنین نوه اش - طعمه نام فرزند ارشد مسلط را – جهت ترمیم روابط با خانواده اش و شیوخ قبیله کعب ، به قبان فرستاد .آن روزگار ، قبان یکی از مراکز تصمیم گیری خوزستان بود .شیخ نبهان در سال 1745 در سن نود و یک سالگی درگذشت.
پس از او فرزندش مسلط و نوه اش طعمه که در قبان سکونت داشت ، جانشین او شدند طعمه چون دیر صاحب فرزند ذکور گردید و از طرفی حاضر به ترک قبان نبود ، برادر زاده اش نبهان فرزند حسون را که از این پس او را شیخ نبهان دوم خواهیم خواند حکمران اهواز کرد او بنای مسجدی در کوی اهواز قدیم فعلی ، کنار رودخانه کارون که در حال حاضر به نام مسجد حاج احمد عامری معروف شده است احداث نمود .(12) این مسجد اولین مسجد اهواز می باشد که قدمتی بیش از 250 سال دارد در حقیقت این مسجد به نام مسجد شیخ نبهان می باشد لکن پس از بنای حسینیه در جوار این مسجد توسط حاج احمد عامری این مسجد نیز به نام ایشان معروف گردید .

دریافت
توضیحات: تصویر مسجد شیخ نبهان واقع در عامری 

شیخ نبهان سواد خواندن و نوشتن داشت و به تحصیل علم اهمیت می داد و فرزندان و نوه هایش را جهت تحصیل به نجف و بیروت فرستاد که پس از بازگشت هرکدام در منصبی قرار گرفتند ، از آن جمله شیخ لفته فرزند کوچک شیخ نبهان دوم ، شخصی تحصیل کرده و کاردان بود و درحکومت وقت آل جابر ، مشاور سیاسی شیخ خزعل شد . او کلیه مکاتبات سیاسی با دربار ایران ، مجلس شورای ملی وقت با مرحوم شهید مدرس و غیره را خود انجام می داد و در امور سیاسی نقش فعالی داشت .
شیخ لفته دارای کتابخانه ای گران بها به زبان های فارسی عربی و انگلیسی بود ، که پس از وفاتش توسط فرزندش حاج احمد عامری ، به کتابخانه مجلس شورای ملی وقت ، اهداء گردید.
شیخ نبهان دوم در امور عشایر خوزستان نقش فعالی داشت از جمله در واپسین روز های زندگی اش پس از جنگ سختی که میان شیخ خزعل و قبیله کعب از یک طرف ، و شیخ غضبان البنیه رئیس جسور و بی باک قبیله بنی لام که در سال 1914 بوقوع پیوست و منتهی به شکست سخت بنی لام گردید ، شیخ نبهان دوم توانست صلح بین خزعل و غضبان را فراهم آورده و از جنگ مجدد و خونریزی میان دو قبیله جلوگیری نماید .
پژوهشگران و نویسندگان داخلی و خارجی که به اهواز آمده و آشنایی با اوضاع سیاسی اقتصادی ، اجتماعی و جغرافیایی این خطه را خواستار بودند با شیخ نبهان دوم مصاحبه و مکاتبه داشتند .
احمد کسروی و نجم الملک در سفرنامه خوزستان ، خانم فرانسوی دیافاولوآ در سفرنامه دیافاولوآ از آن جمله اند . او در سال 1829 در شهر اهواز متولد شد و در سال 1925 در همین شهر چشم از جهان فرو بست . (۱۲)

شیخ نبهان سواد خواندن و نوشتن داشت و به تحصیل علم اهمیت می داد و فرزندان و نوه هایش را جهت تحصیل به نجف و بیروت فرستاد که پس از بازگشت هرکدام در منصبی قرار گرفتند ، از آن جمله شیخ لفته فرزند کوچک شیخ نبهان دوم ، شخصی تحصیل کرده و کاردان بود و درحکومت وقت آل جابر ، مشاور سیاسی شیخ خزعل شد . او کلیه مکاتبات سیاسی با دربار ایران ، مجلس شورای ملی وقت با مرحوم شهید مدرس و غیره را خود انجام می داد و در امور سیاسی نقش فعالی داشت .
شیخ لفته دارای کتابخانه ای گران بها به زبان های فارسی عربی و انگلیسی بود ، که پس از وفاتش توسط فرزندش حاج احمد عامری ، به کتابخانه مجلس شورای ملی وقت ، اهداء گردید.
شیخ نبهان دوم در امور عشایر خوزستان نقش فعالی داشت از جمله در واپسین روز های زندگی اش پس از جنگ سختی که میان شیخ خزعل و قبیله کعب از یک طرف ، و شیخ غضبان البنیه رئیس جسور و بی باک قبیله بنی لام که در سال 1914 بوقوع پیوست و منتهی به شکست سخت بنی لام گردید ، شیخ نبهان دوم توانست صلح بین خزعل و غضبان را فراهم آورده و از جنگ مجدد و خونریزی میان دو قبیله جلوگیری نماید .
پژوهشگران و نویسندگان داخلی و خارجی که به اهواز آمده و آشنایی با اوضاع سیاسی اقتصادی ، اجتماعی و جغرافیایی این خطه را خواستار بودند با شیخ نبهان دوم مصاحبه و مکاتبه داشتند .
احمد کسروی و نجم الملک در سفرنامه خوزستان ، خانم فرانسوی دیافاولوآ در سفرنامه دیافاولوآ از آن جمله اند . او در سال 1829 در شهر اهواز متولد شد و در سال 1925 در همین شهر چشم از جهان فرو بست . (۱۲)

تصویر شیخ لفته العامری فرزند شیخ نبهان دوم حاکم اهواز

تصویر شخ لفته و شیخ زاهد العامری با لباس دربار خزعلی در دوران حکومت کعبیان


حوالی سال 1303 در همان سالی که شیخ خزعل به وسیله رضاخان از صحنه سیاست ایران و خوزستان حذف گردید. (13) در همان سال به دستور رضا شاه شهر ناصری به عنوان مرکز خوزستان اعلام و در شهریور 1314 به موجب تصویب هیئت وزیران نام بندر ناصری به اهواز(نام باستانی شهر) تغییر یافت و به عنوان مرکز استان ششم اعلام ومجدداً والی نشین خوزستان گردید . (14) نخستین چاه نفت در اهوازدر سال ۱۲۹۱ خورشیدی کنده شد و این امر سبب شد این شهر به عنوان یک شهر مهم بیش از پیش مورد توجه و حساسیت واقع شود ، با کشف چاه نفت در نزدیکی شهر و تاسیس نخستین ساختمان شرکت نفت در سال ۱۳۰۵ در اهواز ، ساخت و ساز فراوانی در شهر اهواز صورت گرفت. دو سال بعد لرد کرزن که در سال ۱۸۹۰ میلادی (۱۳۰۷. ق) از آن ناحیه گذر کرده جمعیت آن را تقریباً هفتصد نفر برآورد کرده‌است . (15)

تصویر کوچه قدیمی به جا مانده و دست نخورده از دوران حکوم رانی شیوخ کعب ( قدیمی ترین کوچه شهر اهواز در منطقه عامری واقع شده است ) ، عکاس محمد نبهان

تصویر درونی خانه قدیمی به جا مانده از حکمرانی کعبیان واقع در منطقه عامری ( یکی از قدیمی ترین خانه های موجود در اهواز ) ، عکاس محمد نبهان

تصویر کاشی کاری نمایه بجا مانده از ساختمانی که معروف است به " دار آسیه " در قبرستان وادی السلام نجف اشرف که توسط شیخه آسیه عامری فرزند شیخ لفته بناء شده که آن قسمت به قبرستان اهوازی ها معروف شده است.

پنج سال پس از سقوط شیخ خزعل دولت مرکزی برای به دست گرفتن تدریجی زمام امور شهر اهواز شروع به انتصابات جدید می کند از جمله آن در شهرداری اهواز است ، اولین شهردار که از سوی مرکز( تهران ) تعیین شد جناب میرزا علیخان اقبال در سال 1308 بود که در اسناد شهرداری موجود می باشد . (16) پس این سالها را می توان سر آغاز سیطره کامل دولت ایران بر این شهر و مناطق اطراف آن دانست . با توجه به آن چه لرد کروزن بیان کرده و به استناد سند های ارائه داده شده می توان جمعیت اهواز را تا سال 1307 جمعیت کاملا عرب دانست و حتی آن را تا سال ها بعد نیز امتداد داد . تاسیس شهرداری و احداث پل ها و گسترش راه های ارتباطی در آن سالها همچون احداث راه آهن اهواز سبب نفوذ دولت بیش از پیش در این شهر شد . 
همانطوری که از پیش تر گفته شد حوالی سال 1355 اهواز توانست بیشترین جمعیت استان را از آن خود کند. و برای این امر دلیلی محکم تر ازسهل الوصول شدن امکانات ارتباطی در آن سالها و همچنین ایجاد شدن فضای کسب و کار بسیار از ، تجارت گرفته تا صنعت ، خصوصا صنعت نفت و گاز و گردشگری و .. را نمی توان بیان کرد .
این عوامل نقطه عطف مهمی جهت ازدیاد جمعیت غیرعرب در اهواز و تغییرات بافت بومی عربی آن درآن سال ها شد که مهمترین عامل آن را می توان استقرار یک حکومت قدرتمند در تهران و برقراری امنیت راه های مواصلاتی منتهی به پایتخت توسط حکومت دانست .
اما با توجه به کلیه این اوصاف به دلیل وجود ارتباطات و نفوذ خوبی که خانواده بیت نبهان و خصوصا نوه شیخ نبهان دوم یعنی حاج حمود عامری میان شیوخ و قبائل مختلف داشت توانست با فراهم کردن فضایی برای ورود بیشتر عربها و خصوصا کعبیان و اهداء و فروش زمین های فراوان به آنان ، استقرار هویت عربی شهر را با قوت حفظ کند از جمله آن می توان اشاره برد به زویه 1 و 2 ... زوییه ملی راه یا همان قلعه و نیز بخشی زیادی از فاز دو کورش که به زویه کورش معروف است ، از جمله طوائفی که در این اراضی نشیمن گزیدند را می توان حزبه ، مزرعه ، شمخانی ها و ... برشمرد .

تصویر شیخ حاج حمود العامری و شیخ شنان العامری

پس از انقلاب به طور طبیعی کوچ جمعیت از روستاها به شهر های بزرگ افزایش یافت که این شهر از چنین عاملی بی نصیب نماد. لکن تنها تفاوت اساسی شهر اهواز با شهر های دیگر در دوران جنگ هشت ساله با عراق بیشتر نمود پیدا می کند چرا که این جنگ سبب مهاجرت جمعیت قابل توجهی از این شهر و شهر های اطراف آن به استان های مرکزی و شمالی ایران شد از جمله شهر های معروفی که جمعیت کثیری از اهوازی ها و آبادانی ها و خرمشهری ها را در بر دارد می توان از شاهین شهر اصفهان / کرج استان البرز / قم / رشت و حتی شهر شیراز نام برد .
پس از پایان جنگ به دلیل از بین رفتن حویزه ، بوستان و .. شهر ها و روستا های مرزی ، مهاجرت جمع کثیری از عرب ها به شهر اهواز سبب شد که در اطراف این شهر حاشیه نشینی افزایش یابد و به دلیل بی توجهی مسئولان و عدم رسیدگی به مناطق محروم متاسفانه اهواز اکنون یکی از شهر هاییست که بیشترین آمار حاشیه نشینی را در بر دارد . در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به دلیل وضعیت بد اقتصادی و افزایش نرخ بیکاری ، سیل هجوم جمعیت که عموما جوانان می باشند از سر تا سر ایران به این نقطه افزایش یافت و این امر تا کنون نیز در دوران دکتر روحانی ادامه دارد. 

" محمد نبهان "


منابع :
1- اداره هواشناسی استان خوزستان
2- (http://www.theguardian.com/world/feedarticle/9865676)
(http://akhbar.gooya.com/politics/archives/2011/09/128712.php)

3- ماخوذ از امار نامه کلانشهر ها – آمارنامه کلانشهر اهواز فصل بیستم سال 1390
4- حاتمی‌نژاد، حسین: تحولات جمعیتی شهرهای خوزستان. در: نشریه: «علوم جغرافیایی». بهار ۱۳۸۵ - شماره ۱. ص۱۱۹.
5- ماخوذ از امار نامه کلانشهر ها
6- برای آگاهی بیشتر از روند مذاکرات و هم‌چنین مفاد قرارداد، نگاه کنید به: جن. راف. گارثویت، همان، ص ۱۸۸-۱۷۲
7- سایت رسمی وزارت امور خارجه – اطلاعات عمومی -http://www.mfa.gov.ir/index.aspx?siteid=1&pageid=2156
8- سید عبدالله جزایری، تذکرة شوشتر، ص 34
9- لایارد، سراوستن هنری؛ «سفرنامه لایارد یا ماجراهای اولیه در ایران»، ترجمه مهراب امیری، انتشارات وحید، تهران، ۱۳۶۷. ش 
10- هنت. جی. اچ «جنگ انگلیس و ایران در سال ۱۲۷۳. هـ. ق»، ترجمة حسین سعادت نوری، ضمیمه سال سوم مجله یادگار، تهران، ۱۳۲۷. ش
11- نجم‌الملک، حاج عبدالغفار؛ «سفرنامة خوزستان»، به کوشش محمد دبیر سیاقی، مؤسسة مطبوعاتی علمی، تهران، ۱۳۴۱. ش

12- فرهنگ جامع اسماء دختران و پسران / تالیف : شفیق الارناووط ، ترجمه و تحقیق غنی میاحی ( نقل از یادداشت های آقای اسکندر قریشی ) صفحه های 134 الی 137 ، در متن این کتاب به قبان اشاره شده است ، قابل توجه است قبان ، فلاحیه نیست .
۱۳- ( موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران - انگلستان، رضاخان و تسلیم خزعل )
(http://iichs.org/index.asp?id=27&doc_cat=1 )
14- 16 - ( پایگاه اطلاع رسانی شهرداری اهواز ) (http://www.ahvaz.ir/Default.aspx?tabid=114) 
15- لرد کرزن، ایران و قضیه ایران، ص 425

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۵
محمد نبهان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.