محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

دمکراسی !

تا زمانی که به مشکلی بر نخوریم تجربه حاصل نمی شود و راهکاری نیز برای حل ان ارائه نمی شود لذا در آن راستا هیچ گونه تلاشی برای بهبود و ارتقاء وضعیت آن صورت نمی پذیرد ، تا زمانی که اختلاف نظر نباشد نیز هیچ پیشرفتی حاصل نمی شود پس می توان دقیقا گفت : تفاوت ها ، موتور محرکه یک جامعه هستند .
ولی نکته مهم این است که چگونه می توان یک انسجام کلی را در چنین فضایی ایجاد کرد آن هم در جایی که هرکس نظرش را آزاد است که آزادانه بیان کند و گاها این نظرات ممکن است در تضاد هم نیز باشند !؟

شاید جواب ساده باشد و سریعا بگوییم "دمکراسی " ، یک فضای دمکرات !!

ولی نقد مهم و اساسی بر این تفکر وجود دارد . آن که در چنین فضاهایی عموما عقل و منطق کنار گذاشته می شود و رای اصلی و قاطع را اکثریت انتخاب می کنند اکثریتی که ممکن است در این مسیر نیز خبره نباشند و حتی فاقد کوچکترین اطلاعاتی در رابطه با آن موضوع ...
به هر حال ممکن است در انتخاباتی گزینه ای غیر منطقی ، مشروعیت پیدا کند که شاید سبب خسران آن جامعه نیز شود !
درست است که دمکراسی بهترین انتخاب نیست ولی باید دانست که بدترین انتخاب هم نیست ،

به قول آلبر کامو در کتاب تعهد اهل قلم

" مرتجعان دوران قدیم معتقد بودند که عقل هیچ مسئله ای را
حل نمی کند .
مرتجعان دوران جدید عقیده دارند که عقل هر مشکلی را
می گشاید .
دموکراسی واقعی معتقد است
که عقل بر بسیاری از مشکلات روشنایی می اندازد و تقریبا
به همین اندازه مشکلات را حل میکند ، اما عقیده ندارد که
به نام " رهبر منحصر به فرد " بر سراسر جهان فرمان براند
نتیجه آن که دموکراسی فروتن است . "


" محمد نبهان "
16 دسامبر 2013



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۱۴
محمد نبهان

پختگی

زمانی که جامعه یا ملتی تحت فشار خارجی قرار می گیرند ، خلاقیت ها و فعالیت هایی عکس حرکت ازمحلال کننده خارجی صورت می گیرد ،
کم کم اختلاف نظر ها در گروه ها و احاد مختلف جامعه با گذشت زمان کم می شود و نقاط مشترک در بین انها برجسته تر از قبل نمایان می شود ، می توان در این مرحله اثر تجربه در حرکت های مردمی و اجتماعی را به وضوح لمس کرد به طوری که تجربه گروه ها و فعالان مبارز ضد عنصر ازمحلال کننده خارجی فرصت های انتخاب محدودی را بر روی میز خواهند داشت چرا که برایند فعالیت های گذشته ، روشنگر راه حل ها و انتخاب های جدید و مناسب برای مقابله با این هجمه مستمر خارجی خواهد بود .

از روشن فکران گرفته تا عوام ، از طبقه غنی تا متوسط و طبقه فقیر جامعه که پس از اصطحکاکات فراوان با قوه مهاجم در یک بازه زمانی غالبا طولانی به سطحی از پُختگی و فهم عمیق نسبت به حوادث پیرامون خودشان می رسند ،
که این تحول سبب آشنایی و تحلیل دقیقی از لودر مخرب خارجی و چهارچوب مشخص آن شده ، و سرانجام نتیجه این پروسه به یک مجرای متفق علیه برای فعالان مبارز آن اجتماع ختم می شود .. دقیقا از ان زمان به بعد می توان به طور قطع پیشبینی کرد که ان قدرت متجاوز در حال افول است . و سرعت این افول رابطه مستقیمی با سطح پختگی و تعمق افراد ان جامعه و رفلکس انان به حوادث پیرامون و همچنین نسبت هوشیاری انان دارد !


" محمد نبهان "
14 دسامبر 2013


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۰۹
محمد نبهان

نقد

فرق است ما بین نقد دلسوزانه ، و تخریب یک اثر ..
گاهی لبه نقد انقدر تیز است که شاکله اصلی را هدف قرار می دهند لکن ادامه طریق را برای آن نگارنده سیاه نمی نماید ،
برای یک ناقد حقیقی اثر مد نظر است لذا شخص را به سوی رفع نقص های ایراد شده
آن
اثر تشویق و سوق می دهد .
ولی در یک تخریب ، امید را در نگارنده می کُشد ، هیچ گونه نقطه قوتی را در کنار نقطه ضعف های اثر نمی یابد ،
و بیشتر درصدد پرنگ کردن ناتوانی های نگارنده می باشد نه اثر ، لهذا می توان تخریب را یک جنایت در محیط نقد آثار نامید .


محمد نبهان
12 دسامبر 2013



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۴:۰۱
محمد نبهان

اسطوره


امروز برای خرید کتاب به کتاب فروشی رفتم ، جمعی طبق عادت همیشگی که در خیلی از کتاب فروشی ها هست ، دور هم جمع شده بودند و درباره صادق هدایت و داستان های ایشان صحبت می کردند ، انقدر بحث داغ بود که یکی از انها که ظاهرا تعصب خاصی به هدایت نشان می داد
با جدیت تمام به دوستش گفت :
هر صحبتی که داری قبول .. ولی هدایت خط قرمز است نقد کردن ایشان یعنی خود را کوچک کردن !
انقدر این شخصیت بزرگ است که هرکسی به اندازه فهمش از کُتب بی نظیر ایشان بهره مند می شود ،

دوست نداشتم وارد بحث داغ شان شوم ولی یک چیز مرا واداشت که به بحث شان دخول کنم .. و آن این بود که علاقمند بودم رفلکس آن شخص را نسبت به نقطه نظرها و نقد مختصر جلال آل احمد از داستان بوف کور هدایت بدانم ..
در گیرو دار صحبت بود که به او گفتم :

چنین نقد و نقطه نظری نسبت به داستان بوف کور هدایت وجود دارد و فکر میکنم در " مجله ی علم و زندگی ـ شماره ی اول دی ماه 1330 " نیز به چاپ رسیده اگر در نت سرچ کنید پیدا خواهید کرد ...
در کمال تعجب گفتند :
جلال در حدی نیست که چنین اسطوره ای را نقد کند ... لبخند زدم و گفتم شما مطلب را خوانده اید ؟!!
گفتند : خیر ...
گفتم : پس چطور پیش از خواندن مطلب ، نظر خود را به سادگی بیان میکنید آن هم با این قاطعیت ...
چیزی نگفت جز سکوت و نگاهی پر از بغض و دلخوری ، فکر می کنم ایشان را از منبر و تکه تازی پایین کشیدم و تمرکزش را بهم ریختم من نیز به جستجوی کتاب مورد نظرم مشغول شدم .

متاسفانه در بیشتر کشور های جهان سوم و علی الخصوص جامعه ما اسطوره سازی به شکل عجیبی رواج دارد ، آنقدر سمبل های پوشالی می سازیم که بعد ها هم اگر بخواهیم کوچکترین ایرادی از انها بگیریم در سطح ساده آن ، نادان و بی سرپا شمرده می شویم و در سطوح بالاتر بی دین ، منحرف فکری و یا معاند با .... !
بزرگترین گرفتاری این جوامع دیکتاتور پروریست ، بله دیکتاتور پروری ... همین سمبل های پوشالی که با دست خود می پرورانیم کم کم با مرور زمان به مجسمه هایی برای پرستش جاهلان مبدل می شود و پس از ان همان ها با همان بتان دست به دست شده و هم وبال ما را می گیرند و هم سر ناقدان را به زیر تیغ می برند !
و بعدها که سرمان از این اختناق عجیب و غریب به سنگ می خورد ، باز ندای آزادی و دمکراسی سر می دهیم ..
ولی متاسفانه معلوم نیست که تا چه وقت باید شاهد چنین حلقه هایی بود ...


15 دسامبر 2013



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آذر ۹۳ ، ۱۳:۵۲
محمد نبهان