محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

رسانه های مستقل بومی .. !


 هنگامی که ما به رسانه هایمان ارج نمی نهیم و اندیشه ، تحلیل ها و نگاهایمان را در رسانه های غیر بومی منعکس می کنیم و سپس با چهره ای نشأت گرفته از غرور ، در پُز فانتزی ژورنالیستی متوهم ، غرق می شویم ، در قدم اول ، بی اراده نزد خودمان ریشه های نوپای رسانه های بومی را به تحقیر و نقد مخرب ذهنی می سوزانیم ، چرا که قیاس رسانه های وابسته به ارگان های مختلف و متمول با حجم انبوهی از توجه از سوی مخاطبین خاص این رسانه ها سبب می شود که فرد را در جایگاهی قرار دهد که دیگر نه می تواند و نه می شود که به حوزه های پایین دست ، نگاهی بیندازد و در راستای تنومند کردن آن ها دستی به آستین خود بکشد .. 


و از سوی دیگر مشکل از جایی به حد بحرانی خود نزدیک می شود که مخاطبین این اقلیم ( عوام مردم ) نیز ناخداگاه چشم هایشان در درجه اول در خلاء وجود یک رسانه قدرتمند بومی متوجه رسانه های پر مخاطب دیگر می شود .


در آسیب شناسی این معضل نچندان کوچک می بینیم چه در رسانه های بزرگ و پر مخاطب و چه در پایین ترین سطح آن دائما در " خود تحقیری " غلط می خوریم ، در جریان رسانه های بزرگ و پُر مخاطب که باشیم همه چیز فراموشمان می شود چرا که برای تغییر و بهتر شدن ( از دید آن جریان ) مجبور خواهیم بود به اراده آن رسانه ها در هر جهتی که بخواهند دُمی تکان دهیم ، در واقع تعریف این فراموشی ، مبدل شدن به چیزی غیر از واقعیت خود است و یا در نگاهی تخفیفی ، جابجایی درجه اهمیت در شاخص های مختلف اجتماعی از عینکی که بر روی چشمانمان قرار داده شده است ، سنجیده می شود و در پایین ترین سطح آن نیز نفهمیده شدن ، تخریب و یأس را با ما همراه می کند .


در این صورت اگر اهالی رسانه ای ما بتوانند خودشان را ملزم کنند که در رسانه های داخلی ورود کنند قطعا نگاه عموم مردم به رسانه های داخلی و بومی منعطف خواهد شد و حتی رسانه های خارج از این اقلیم ، وادار خواهند شد برای شنیدن صدای بخشی از جامعه بزرگ این کشور به منابع و رسانه های بومی و مستقل رجوع کنند و در پایان به کلام عجیب هردر اشاره می کنم که می گوید :


 " ارسطو از (( آنان )) است و لایب نیتس ( فیلسوف و ریاضی دان آلمانی / 1716-1646) ، از (( ما )) ، لایب نیتس با ما آلمانی سخن می گوید ، نه سقراط یا ارسطو ...

 ارسطو اندیشمند بزرگی بود ، ولی ما نمی توانیم به عصر او برگردیم ، دنیای او دنیای ما نیست . "


و این یعنی پایان تحقیر ، بازگشت اعتماد به نفس به جامعه و نُخب آن و شروع تغییری بزرگ .


" محمد نبهان ، 16 اغسطس 2017 "


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۲۵
محمد نبهان

*شیوخ نوین .. !*


نمی خواهم درباب این موضوع زیاد سخن برانم چرا که همه عرب های اقلیم اهواز به خوبی می دانند که شیخ قبیله دیگر فضایی برای دست و پا زدن ندارد و یا به زبان ساده تر ابزار های لازم جهت کنترل و تغییر رأی اذهان عمومی را در اختیار ندارد . 

امروزه وجود رسانه های مختلف ، آگاهی نسبی افراد جامعه ، تغییر شیوه های کسب درآمد و عدم وابستگی اقتصادی و فکری ، شاکله درهم تنیده شده قبیله و شیخ را به زاویه عُزلت رانده و در موازات فضای مدرنیته و مفاهیم شهروندی جدید ، تنها شَبَح کم رنگ از آن هیکلیه تنومند پیشین را با خود به همراه دارد .

جای تعجب دارد که خیلی از فعالان اجتماعی و فرهنگی می خواهند وجود چنین مفهومی را در فضای شهرنشینی نوین و به موازات قوانین مدنی باز تعریف نمایند ..? 


سئوال اساسی این است که این شاه حلقه مفروضه در فضای امروز شهرنشینی چه توانی را در حل معضلات شهرنشینی ما مبذول داشته و دارد ? 

آیا ما در روابط امروز اجتماعی نیازمند نگاه منحصر و محدود با پابندی شدید به قوانین غیر قابل تطابق و غیر منعطفی ( قوانین عشایری ) که با مفاهیم روز دنیا هیچ سنخیتی ندارد و حتی در دیالگ روزمره نمی توان با استناد به آن ها از کوچکترین حقوق و مطالبات خود سخن به میان آورد ، هستیم یا آن که نیازمند گروه ها ، شوراها ، انجمن ها ، بنیادهای مردم نهادیم که با دیالگ مناسب و روش های علمی و در ذیل جریان های مطالبه گر حقوق مدنی با روش های روز دنیا کم هزینه ترین و موثرترین طریق را برای رسیدن به خواسته های خود اختیار نماییم !


خواسته های مدنی اولیه جزئی از مطالبات شهروندی ست که در شاکله قبیله و شیخ جایی ندارند و نخواهند داشت ، باید این واقعیت را پذیرفت که زمان و دوره شیوخ کلاسیک به پایان رسید و این مفهوم علناً در فضای امروز ناتوان و بی اثر است ، دیگر گوش دولت ها صدای کدخداها ، خان ها و شیخ نشین ها را نمی شود ، آن چیزی که امروزه می تواند در بازخورد با دولت و ارکان متکثر آن پاسخ مناسبی را در شیوه همیاری و نیز مطالبه گری حقوقی ارائه دهد ، ابزارهای کارآمد و نوینی ست که می تواند دیالوگ های منطقی تری را بدور از حواشی و جنجال های غیر علمی برقرار نماید ، این ابزار ها می توانند رسانه ها باشند انجمن ها باشند گروه های مردم نهاد و یا پژوهشگاه های تحقیقاتی و .. این ها درواقع شیوخ نوین جامعه ما محسوب می شوند که اکنون در دست صاحبان غیر حقیقی خود هستند .


*پی نوشت :*


به دوستان فرهیخته و فعال مدنی و فرهنگی پیشنهاد می کنم به موازات این جریان ( شیخ و قبیله ) و با استفاده از پتانسیل نشست های عمومی که در بیشتر خانواده ها صورت می پذیرد ، شورایی تشکیل شود که در قدم اول بتواند مدیریت جریان های اقتصادی را به دست بگیرد و یا خود هماهنگ کننده ، پشتیبان مالی و یا حتی در هیئت سرمایه گذار ظاهر شود ، به طور مثال در صورتی که بتوان از 4 ام دی اف کار که هرکدام در گوشه ای با سرمایه اندک امرار معاش می کنند خواست که با هدفمندی و برنامه ریزی یک واحد صنعتی بزرگ تر را شکل دهند و تحت نظارت و یا حتی تکفل این شوری نوین قرار گیرند ، این راهکار درواقع یک جهش از بنگاه های خُرد به بنگاه های کلان است و نتیجه آن افزایش توان مالی و افزایش نیروی کار است که این جریان مؤثر اقتصادی می تواند سبب ایجاد فرصت شغلی برای همان خانواده و یا دیگران شود .


*" محمد نبهان , 20 یونیو 2017 "*



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ شهریور ۹۶ ، ۱۰:۱۸
محمد نبهان