بخوابد !
می نوازند نوای عود و قانون را
لطیف است ؟! ..
نه !
دلگیر ، دورش کنید ...
لباسهای سفیدِ بلند می پوشند
بگذار بپوشند ؟! ..
نه !
پارچه شان سرمایه ملی ست
چهره هایشان سوخته
بغض کرده اند ؟! ..
نه !
اعتکاف کرده اند مسلمان
همه قهوه عربی می نوشند
تلخ است ؟! ..
نه !
با خرما ، شیرین
درخت نخل زیباست
وطن اش گرماست ؟! ..
نه !
برهوت هوای نخل کرده
زمین هایشان دیم شورزار
دل ، می گیرد ؟!
نه !
قحط سالیست ، کجایی !؟
رود خانه موج فشان اش خفته
مرغان اش رفته اند ؟!
نه !
پروردگار حکیم است ، نمی دانی
خوش بین نیستند
آخ و آه می گویند ؟!
نه !
بدبین ! زُهد است
مَشق نمی نویسند
بد نیست ؟!
نه !
خستگی دَر می کنند
زبان مادری شان سخت شانه می کشد
ساده نیست ؟! ..
نه !
کافیست ، همان یک زبان
حال عجیبی دارد این شهر
خمار است ؟! ..
نه !
خواب اش آمده ، بگذار بخوابد !
" محمد نبهان - 25 مارچ 2013 "
