محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۷ ثبت شده است

*شیخه آسیه عامری بنت الشیخ لفته بن الشیخ نبهان الثانی*


شیخه آسیه


گمان نمی کنم کسی در اهواز زندگی کند و نام شیخه آسیه عامری ، نوه شیخ نبهان دوم  به گوشش آشنا نباشد ، ایشان در خانواده ای تحصیل کرده ( *بیت نبهان* ) ، در سال 1287 در اهواز چشم به جهان گشود . 

شیخه آسیه پس از میرزا محمد عامری ( کارمند کنسول گری بریتانیا در اهواز ) و نیز حاج احمد عامری ( اولین نماینده مجلس در اهواز ) فرزند سوم شیخ لفته ، وزیر گمرک حکومت وقت کعبیان بود ، برادران بزرگ ایشان تحصیلات اکادمیک خودشان را در بیروت به اتمام رسانیده بودند و همچون پدرشان تاثیر بسزایی در شکل گیری شخصیت خواهر کوچکشان بر عهده داشتند. 

به طوری که ایشان از همان کودکی با توجه به نوع تربیت و آموزش خانوادگی همان حقوقی را در خانواده دارا بود که برادران دیگر از آن برخوردار و جالب تر از آن این بود که گویا مفهوم جنسیت در این خانواده معنایی نداشت ، ایشان زنی بسیار مهربان جدی صادق و صریح الکلام بودند که همه اطرافیانش به نوعی از سجایای اخلاقی ایشان بهرمند می شدند و از هم صحبتی با ایشان احساس لذت و نوعی با نوین اندیشی ایشان ارتباط خوبی را برقرار می کردند .

شیخه آسیه در 16 سالگی در خواست ازدواج پسرعموی خود مهندس عبدالوهاب عامری را پذیرفت و با این ازدواج از کانون تربیتی خاص و آزاد خانواده خود که تا آن زمان با جَو موجود در آن دوران ها تطابق خاصی نداشت به وضعیت معیشتی دیگری انتقال یافت .

ایشان به دلیل روابط گسترده همسر خود با توده ها و طبقات مختلف جامعه کم کم ارتباط بیشتری را با جامعه اطراف خود برقرار نمود و دوش به دوش همسر خویش در قضایای مختلف پیش قدم می شد ، گاهی نیز در جمع های مردسالارانه آن دوره ها رائ و نظر خود را با قاطعیت و صراحت بیان می کرد و فضای سنتی جامعه زن ستیز آن دوره ها را به شدت تحت تاثیر شخصیت والای خود قرار می داد.


 متاسفانه ازدواج ایشان بیش از پنج سال دوام پیدا نکرد و مهندس عبدالوهاب کارفرما و ناظر پروژه پل هلالی ( پل سفید ) در یک حادثه مشکوک به نقل قول از راویان محلی به دلیل درگیری ایشان با کارفرمایان و کنسولگری انگلستان بر سر استخدام کارگران عرب و عدم بکارگیری آنان در مناصب مختلف و نوع نگاه ایشان به برخی از سیاست های تجاوز گرانه دولت بریتانیا در حق مردم عرب این شهر ، به وسیله سَم از میان برداشته شد و از فضای سیاسی اجتماعی ملتهب آن سال ها حذف گشت . 

چرا که به اعتقاد خیلی از هم دوره های ایشان انگلیسی ها آشوب کارگران عرب و اعتصابات دست جمعی و کارشکنی های مداوم آنان را زیر سر مهندس عبدالوهاب عامری می دانستند .. همان گونه که مقاومت های نظامی و منطقه ای را زیر سر میرزا عبدالحمید عامری برادر ایشان می دانستند که در نهایت توسط ارتش بریتانیا در خروجی شهر محمره ( خرمشهر ) با مسلسل هندیان به رگبار بسته شد تا دفتر مقاومت های محلی اهواز به طور کامل بسته شود و آخرین کوشش ها عربی در مقابل تجاوز های رضاخانی انگلیسی متوقف شود . 


شیخه آسیه پس از از دست دادن همسر خود در سن 21 سالگی با سه فرزند پسر خود به نام های نبهان ، ارسلان و جبار در وضعیت سختی قرار گرفت ، از سویی وظیفه مادری خود را بر عهده داشت و بر آن بود که طبق سنت خانوادگی خود آن ها را برای تحصیل به اروپا و امریکا گسیل نماید تا از فضای علمی روز دنیا عقب نمانند ، و از سوی دیگر فضای ملتهب اجتماعی و درگیری های مدنی و حقوقی ایشان در قبال زمین های مورد تصرف ایادی دولت پهلوی در آن سال ها کل وقت ایشان را به خود اختصاص داده بود به گونه ای که برای خیلی از قضات و کارمندان دادگستری آن زمان جای سئوال بود این همه جرأت و کوشش و تمسک به قانون برای احقاق حقوق .. آن هم از سوی یک زن ، زنی که در آن زمان قاعدتاً باید پایش تنها به بازار برای خرید روزانه خانواده اش باز شده باشد .. !!!!! 

اما شیخه در آن زمان هنگامی که دید از دادگستری اهواز نتیجه ای نمی گیرد به تهران مراجعه کرد و در آنجا به کوشش های خود ادامه داد ..

ایشان آنقدر به طلب علم اهمیت می دادند که در خانواده بیت نبهان به عنوان سمبل یک زن آزاد و فرهیخته الگوی شاخص دختران جوان آن دوره ها قرار گرفت .

به طور مشخص در این خانواده تمامی متولدین دختر از سال های 1320 به بعد سواد خواندن و نوشتن کلاسیک را فرا گرفتند.

ایشان را به واقع می توان لیدر جریان های فرهیختگی در بین دختران جوان منطقه اهواز قدیم آن روزها دانست .


شیخه آسیه پس از کودتای سیاسی مصدق و تغییر فضای سیاسی آن روز های کشور مجددا درگیر برخی از زمین ها و مستقلات خانوادگی خود شد که عملا توسط اشخاص با نفوذ و قدرتمند در حکومت مزدور پهلوی دوباره از دست داده بود .. 


اما شهامت و شخصیت والای این زن آن چنان زیاد بود که از یک سوی برای احقاق حقوق خود از مجرای قانون غاصبین را به چالش کشید و از سوی دیگر باقی زمین های خود را به مهاجرین بی بضاعت عرب بخشید (1) تا در حواشی نقطه مرکزی شهر اهواز که تا ان موقع به *الارض الملاگط* معروف بود سکنا گزینند ، از آن پس آن محله با نام محله *آسیه آباد* معروف گشت .

ایشان  پس از سال ها دوندگی در دادگاه های اهواز و تهران و مکاتبات فراوان باقی زمین های خود را در سنین میان سالی بازپس گرفت و بخش عمده از آن ها را بار دیگر به مستضعفین اهدا نمود .


شیخه آسیه نشان دادند که چگونه می توان آسیه بود یک کلمه فارسی ندانست اما حق خود را به دست آورد ، مدیریت تربیت و آموزش فرزندان را بر عهده داشت و کار های نیکو کارانه و کریمانه بزرگ ، در حق همنوعانش روا داشت .


ایشان در همان سال های جوانی بارها به حج ، کربلا و نجف مُشرف گردید تا جایی که آوازه شان در جنوب عراق به دلیل شخصیت کاریزما ، شهامت ، هوشیاری ، سخنوری و نیز نیکوکاری فراوان در این مناطق ، گسترده شد و عملا مبدل به یکی از سمبل های غیر قابل انکار شهر اهواز شد حتی پس از به خاک سپاری شوهرش مهندس عبدالوهاب عامری در همان سنین جوانی اش در *وادی السلام* نجف بزرگترین مقبره جهان ، بقعه اهوازی ها نیز از آوازه ایشان بی نصیب نماند و در بین عراقی ها و نجفی ها به *" دار شیخه آسیه "* معروف گشت . 

ایشان در تاریخ 1351 در سن 64 سالگی در شهر اهواز چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه علی ابن مهزیار اهوازی به خاک سپرده شد قبر ایشان هم اکنون در نزدیکی ضریح مطهر واقع شده است  .



*پی نوشت* : 

متاسفانه اخیراً نام محله *" آسیه آباد "* در تابلوهای خیابان این منطقه به غلط " آسیاباد " درج شده است . (2)



*" مرکز مطالعات شیخ نبهان ، 10 مارس 2018 "*






*منابع* : 


1- http://borwall.com/alahwaznews.php?khabar=799


2- خبرگزاری همشهری خوزستان و خبرگزاری اگزار 



*تصاویر و توضیحات* :


میرزا محمد عامری 


از سمت راست میرزا عبدالحمید عامری و مهندس عبدالوهاب عامری


میرزا عبدالحمید عامری


حاج احمد عامری 


مرحوم حاج احمد عامری نفر اول نشسته از سمت راست با لباس عربی .. این عکس مربوط به سال های تحصیل ایشان است در بیروت


سنگ نبشته مربوط به بنای شیخه آسیه عامری معروف به " دار شیخه آسیه "  در ارامگاه وادی السلام


خطای درج شده در تابلوی خیابان محله آسیه آباد که باید سریعا اصلاح گردد .. !!!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۳۶
محمد نبهان