محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

حق نشر یا اصلاح یک نگرش

جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ


- مقدمه
 
انسان هرگاه که توانسته چیزی را خلق کند ، شکل دهد و یا حتی هویتی را بیافریند ، نوعیدلبستگی و تعلق خاطر خاص روحی و روانی به آن پدیده و یا اثر بجامانده پیدا کرده است .

این ارتباط عمیق روحی سبب می شود نوعی حصار مصونیت در قبال پدیده ازسوی خالق آن احساس شود و به صورت القایی و ناخدآگاه این پدیده نیز در فضای وجودی خود یک هویت منحصر به فردی را پیدا می کند که مسئولیت تمام نگاه ها ، تعارض ها ، تهدید ها ، نقدها و یا تخریب ناشی از آن متوجه پدید آورنده آن در فضای پیرامون و حتی در اجتماع خواهد شد . آن سوی سکه نیز صادق است ، اگر این هویت منحصر به فرد بتواند منافع مادی ، معنوی ، شهرت ، و یا حتی خدمت شایانی را به اجتماع تقدیم کند ، خالق آن مدنظر قرار خواهد گرفت .

این حکایت به نوعی جنبه عقلانی مسئله کپی رایت را بیشتر عیان می کند و می شود این گونه بیان کرد ، از زمانی که انسان دست به خلقت اثری می زند قانون مالکیت با آن زائیده می شود ویا به عقیده برخی ، از زمانی که انسان توانسته قلم یا قلم مویی دردست بگیرد این احساس وجود داشته است ، موارد متعددی از دوران باستان در این مورد وجود دارد به عنوان مثال : هومودور شاگرد افلاطون پس از استفاضه از محضر استاد ، یادداشت های خود را به سیسیل برد و در آن جا فروخت این عمل که بدون اجازه از افلاطون صورت گرفته بود نتنها مورد شماتت اهل علم و ادب قرار گرفت بلکه خشم مردم را نیز برانگیخت . (1)

در واقع می توان قضیه کپی رایت را از این منظر بررسی کرد که هر فردی مسئولیت لاینفک اثر تولید شده از حیث بُعد اخلاقی و منطقی آن و نیز نتایج  بجای مانده ازآن را در قبال محیط پیرامون و جامعه خود برعهده دارد .

- حق نشر          

حق نشر در لغت به معنای " حق انحصاری پدیدآورندۀ اثر برای بهره‏برداری مادی و معنوی از اثر ادبی یا هنری یا صنعتی به خود فرد تعلق می گیرد " (2)
این بدان معنا است که هیچ فردی حق ندارد آن اثر را بدون مجوز ناشر یا پدیدآورنده آن ، در جایی تکثیر کند. در صورت عدم رعایت حقوق مولف ، فرد خاطی تحت پیگرد قانونی قرار می‌گیرد و ممکن است دچار دردسرهای حقوقی بسیاری شود.
و شایان ذکر است که در این زمینه مقوله ای به نام " حق نشر بین‌المللی " که آثار پدیدآورندگان را در سرا
سر جهان بتواند حفظ کند وجود ندارد. چرا که هر کشوری دارای قوانین خاصی در این رابطه می باشد که با توجه به وضعیت و شرایط خود آن کشور ، از آن مجموعه قوانین تبعیت می کند .

 با این وجود بیشتر کشورها برای آثار خارجی تحت شرایط خاص ، محافظت‌هایی فراهم می‌کنند که تا حد زیادی به وسیلهٔ معاهدات و کنوانسیون‌های بین‌المللی حق نشر ساده شده است .یکی از این کنوانسیون ها کنوانسیون " برن " است . (3)  
حق نشر (کپی رایت) از پیمان " برن  " برای حمایت از دارایی علمی ، ادبی و هنری تولید کنندگان اثر در سرتاسر جهان توسط کشورهایی که این پیمان را امضاء کرده اند مورد تبعیت قرار گرفت . این پیمان بین المللی برای اولین بار در شهر "برن – سوئیس " در شهری
ور سال 1265 تصویب شد و هم پیمانان آن را ملزم کرد که آثار پدیدآورندگان سایر کشور های امضاء کننده را همچون آثار پدیدآورندگان تبعه خود مورد حمایت کپی رایت قرار دهد . این پدیدآورنده کسی ست که دارای تابعیت یکی از کشورهای عضو باشد و اگر دارای چنین تابعیتی نیست اثر خود را برای نخستین بار در یکی از کشورهای عضو اتحادیه منتشر می کند و یا اقامت گاه وی در یکی از کشور های عضو اتحادیه است . این پیمان یعنی " برن " تاکنون بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته است ، از این روی به طور کل می توان وضعیت کپی رایت را در دو فضای کاملا منفک از یکدیگر بررسی کرد .

1- فضای حقیقی با سازوکارها و روابط حقیقی ، که به وسیله آن ها این مفاهیم موضوعیت پیدا می کند ، مانند فیلم ها ، کتاب ها ، روزنامه ها و نشریه ها ، تابلو
 
که پیش تر بدان اشاره شد و 
2- فضای مجازی و شبکه های گسترده جهانی * همچون اینترنت با مفاهیم و روابط خاص خود همانند کتاب ، تصاویر و ویدیو های و ... اینترنتی و مجازی
ونیز وجود فضا های نوین اجتماعی با روابط مجازی خاص خود .

 - اخلاق و کپی رایت ( در فضای مجازی )

 
در فضا های مجازی به دلیل گسترش ارتباطات و افزایش سریع و روزافزون تبادل بالای اطلاعات و نبود قوانین مشخص و الزام آور برای همه انسان ها و نا کار آمدی آن در نقاط مختلف این کره خاکی به دلایل مختلف ، همچون نبود بستر مناسب جهت پیاده سازی این قوانین و اجرای آن و نیز نوع نگرش های متفاوت دولت ها به این فضا ها ، رعایت قوانین کپی رایت را بیشتر به سمت و سوی حوزه اخلاق سوق می دهد .

این امر سبب شده که رعایت اصول اخلاقی و تعهد در راستای استفاده از یک اثر با کسب اجازه و یا یادشدن پدیدآورنده آن ، بهاء و ارزش معنوی اثر تولید شده و یا مورد استفاده واقع شده را نتنها افزایش می دهد بلکه تعهد و التزام پدید آورنده را بیشتر نمایان می کند و به ارج اخلاقی وی منزلت می بخشد .
متاسفانه همواره در جوامع جهان سوم ، افراد جامعه منتظر تصویب قوانین پیشگیرانه ای اند که آن ها را از ورود به خطوط قرمز بر حذر دارد و در صورت عدول ، مورد مواخذه و پی گیری قرار دهد ، اما هیچ گاه پیابند به یک تغییر اساسی در نوع و شیوه سلوک در روابط اجتماعی و نحوه زندگی و نیز نگرش اساسی تر به اصلاحات فرهنگی جامعه خود نیستند .

آین رند بر این عقیده است که زندگی بشر ، معیار ارزش است ، زیرا بدون آن دیگر ارزش ها هم وجود ندارند و این ابزار ادامه بقاست ، بنا براین این نقض " حقوق مالکیت فکری " در اصل تجاوز به ابزار بقای بشر است.(4)

در فضای کنونی ارج نهادن به اصول اخلاقی و پایبندی به قرار دادهای بین المللی یکی از شاخص های مهم یک جامعه متمدن به شمار می رود اما نباید فراموش کرد که امضاء معاهدات بین المللی و وضع قوانین و اجرای آن ها متضمن یک تحول گسترده و همگانی نخواهد شد .
بلکه تنها بستر چنین موضوعات مهم اخلاقی را در اذهان عموم روشن نگاه می دارد و تا حدود قابل توجهی می تواند در حفظ ارزش معنوی و حقوقی اثر ، صاحب اثر را یاری نماید و حقوق وی را در قبال آن تضمین نماید.

 هر جامعه ای که بخواهد اصول اخلاقی را در جامعه خود نهادینه کند نیازمند یک دگردیسی بزرگ در ماهیت فکری نخب خود است ، آن ها به مثابه موتور محرکه جامعه قادر خواهند بود گام های بلند تر و استوار تری را در راستای ایجاد چنین انقلاب فرهنگی بردارند ، واقعیت این است که عوام در جوامع مختلف دارای خصوصیات رفتاری و اخلاقی مشابه به یکدیگراند اما این تمایز خواص است که می تواند جامعه ای را متحول و یا متاخر نماید .

ماهیت عدم اعتنا به کپی رایت یک دریچه باریک و محصور به یک سرقت ادبی هنری و .. در فضا های مجازی و یا حقیقی نیست بلکه روح و هویتی ست که با الهام گرفتن از فضای خارج از محیط جغرافیایی خود و یا حتی در نگاه تنگ نظرانه ای در خیال فکری شخصی دیگر زائیده می شود ، شکل می گیرد و بزرگ می شود اما به دلیل همبستری نامشروع **و خلق اثری جدید پدیده ای ناخلف و نامانوسی را شکل می دهد که نه این است و نه آن ، همراه با مجموعه ای از ناملایمات ، عدم سازش ، تناقضات و مهم تر از آن حامل هویتی غریب و ناملموس می گردد.

در این مقاله به دنبال نام بردن چنین مصادیق عینی در جامعه نیستم گرچه آن قدر به کثرت یافت می شوند که با اشاره به آن خواننده به عینیت های لازم خواهد رسید بی آن که برای پیداکردن آن ها تلاش وافری صورت گیرد . هنگامی که به ادبیات فارسی رجوع می کنیم خواهیم دید از دوره پهلوی اول تا اواخر حکومت پهلوی دوم موجی از تقلبات ، جعلیات و نیز سرقت های فکری ، مفاهیم ترجمه ای در قالب کتب فکری ، اشعار و داستان های الهام گرفته شده و گاها خط به خط عینا ترجمه شده توسط نویسندگان و شاعران نامی ما شکل می گیرد و به خورد عوام و نوپایه های طالب علم خورانده می شود ..

به فضای اندیشه علوم انسانی همچون فلسفه و جامعه شناسی  و.. که نگاهی بیندازیم با موجی از ادعاهای به سرقت برده شده ، تز های ربوده شده و خلط شده با مفاهیم روز و حتی با ترجمه هایی نعل به نعل مواجه خواهیم شد ..

وضعیت تاریخ که کاملا نا امید کننده و یاس آور است ، در باب موسیقی و هنر آن قدر سرقت ها وقیحانه صورت می گیرد که در گفتگو های ما بین عوام می توان نمونه های فراوانی را برشمرد . بوی نامطلوب جعل و عدم رعایت اخلاق کپی رایت و امانت اخلاقی و معنوی در حوزه اندیشه و هنر همه فضا را پر کرده ، متاسفانه بوی هنر ، ادبیات ، جامعه شناسی و ... بوی کافکاست ، بورخس ، ابن خلدون ، سیوطی ، علی الوردی ، نصر حامد ابو زید ، احمد مطر ، ادونیس ، ادوارد سعید ،لویی ماسینیون ، و ... است ، آن قدر این تکرار جعل ها صورت پذیرفته که اگر شخصی بخواهد سخنی خلاف آن را ادعی کند به مثابه کفرگویی خواهد بود و در سوی مقابل به دلیل داشتن هویتی نامشروع دفاع از تناقضات و ابهامات تقریبا مشکل و چیزی شبه محال خواهد بود لذا در این گلاویز شدن های فکری ، حیطه علمی ناگاه ، جای خود را به فضای کوچه بازار و اهانت ها خواهد داد .

در این اوضاع است که کم کم پای غرور ملی و نگاه های فاشستی به میان می رسد ، اذهان عمومی مردم توسط عده ای به خوبی مهیاء شده و آنان را به سوی ابتذال بیشتر و سقوط اخلاقی بیشتر سوق می دهند این تنها کاری ستکه می توان برای حفظ هویت های جعلی و نقصان ها و نداشته ها از فشار پتانسیل عمومی جامعه بهره مند شد و چه پتانسیلی قوی تر از غرور ملی که در حقیقت مبتذل ترین نوع غرور ، غرور ملی است ، زیرا کسی که به ملیت خود افتخار می کند در خود کیفیت با ارزشی برای افتخار ندارد و گرنه به چیزی متوسل نمی شود که با هزاران هزار نفر در آن مشترک است برعکس ، کسی که امتیازات فردی مهمی در شخصیت خود داشته باشد ، کمبود ها و خطاهای ملت خود را واضح تر از دیگران می بیند زیرا مدام با این ها برخورد می کند . اما هر نادان فرو مایه ای که هیچ افتخاری در جهان ندارد و به مثابه آخرین دستاویز به ملتی متوسل می شود که خود جزیی از آن است .چنین کسی آماده و خوشحال است که از هر خطا و حماقتی که ملتش دارد با چنگ و دندان دفاع کند . (5)

 
- آسیب شناسی

همه انسان ها در یک بستر با تفاوت های زیادی نسبت به یکدیگر که توسط شرایط خاصی که طبیعت ایجاد می کند متولد می شوند ، شکل می گیرند و رشد می کنند ، درست است که آن چه هستیم در ابتدا به صورت القائی در بدو تولد ، و تا زمانی که به بلوغ فکری نرسیده ایم ، به دست می آوریم اما با تکامل و سیطره تدریجی بینش و عقل و گسترش فضای اختیار بر هویت من خود ، سبب خلق منحصر به فردی از آن چه هستیم خواهیم شد .

در وجه دیگر قضیه هرچه از گذشته تاریخی فاصله بگیریم و به آینده تاریخی خود در محور زمان نزدیک تر شویم به دلیل انسجام و تمرکز حکومت ها ، سازمان های تشکیل یافته و کوچک تر شدن دنیای حقیقی توسط ارتباطات گسترده ، آموزش و تربیت در یک کشور توسط نظام قدرت ، سازمان ها و تشکلات آن کشور سهم بیشتری را در این هویت پدید آمده پیدا می کند و این است که اگر بگوییم فلان ملت دارای فلان خصوصیتی ست ، به دلیل فرهنگ نهادینه شده توسط عوامل طبیعی و یا حتی سازمانی ، آن را به همراه خود دارد ، کلامی گزافه و بیراه نیست .

مردم جوامع جهان سوم عموما به استناد تاریخ اساطیر و ادبیات شان انسان های احساساتی و عاطفی اند که در این امر خواص نیز بی بهره نمانده اند ، مردم هرگاه صاحب چیزی هستند گمان می کنند کسی هستند و بلعکس و این امر بدون در نظر گرفتن ذات خود شخص معمولا قضاوت می شود که منجر به برداشتی ناصحیح و وهم آمیز خواهد شد . این امر نیز یکی از مشاکل عمده متخصصین حوزه های مختلف علوم انسانیست بر فرض مثال روانشناسان ما به جای آن که برای یک مردی که در هور زندگی می کند با فضای اجتماعی خاص خود اش و روابط و قوانین مشخص آن متد درمانی بومی را برای ایشان تجویز کنند با علوم جامعه شناسی و نظریات انسان شناسی و طبیعت شناختی که جامعه شناسان بومی به تفسیر و تشریح آن همت گمارده اند ، متد درمانی همین نوع بیماری را با متد درمانی روانشناسان غربی مثلا فرانسوی به معالجه می پردازند و تجویز می کنند .. حال می بینیم نه جامعه شناس ما ، نه فیلسوف ما و نه روانشناس ما بومی ست بلکه تنها مقلد و وارد کننده علوم اند و این امر در یک چشم انداز کلی نسبت به جامعه می تواند بارز ترین نقص در این حوزه به شمار آید ..

این پیش فرض ها از این جا با مبحث ما گره می خورد که ما پس از دریافت این علوم در حوزه های مختلف تا چه اندازه توانسته با استفاده از متریال بومی خود ، آن ها را بست دهیم بدون آن که سرقتی از مفاهیم فکری و اندیشه های آنان صورت داده باشیم ؟ ، بی آنکه نگاه های آنان را در نوشته ها و تفسیر های خود ترتیب اثر دهیم و از نتایج حاصله بهره برداری کرده باشیم ، تا چه اندازه توانسته ایم این علوم را در حوزه های مختلف گسترش و ستون های علمی قدرتمند و قابل اتکائی را در آن ایجاد کنیم و فضای اجتماعی ، روانی و ..  خودمان را در حوزه های مختلف به تحلیل ، تفسیر و به نقد بکشیم ! و نتیجه را با حفظ کیان و هویت بدست آمده توسط پیش فرض های قبل و با اشاره به آنان ها بر روی میز کار قرار دهیم .

هردر اعلام می دارد که ارسطو از (( آنان )) است و لایب نیتس *** از (( ما )) ، لایب نیتس با ما آلمانی سخن می گوید ، نه سقراط یا ارسطو . ارسطو اندیشمند بزرگی بود ، ولی ما نمی توانیم به عصر او برگردیم ، دنیای او دنیای ما نیست (6)
در واقع این ارزش گذاری نه به معنای عدم برخورداری جامعه از دانش و علوم دانشمندان و فلاسفه دیگر کشور ها و یا مناطق است بلکه یک نوع
بازگشت فضای اعتماد به نفس به جامعه است و عهده دار کردن مسئولیت راهبری جامعه بر دوش نخب و اتکای مردم جامعه بر آن ها برای چاره اندیشی مشکلات پیش روی جامعه است ، حال اگر نخب دچار تزلزل و لغزش شوند نمی توان انتظار داشت که جامعه به سوی جریان های فاشستی و توهمات فکری وکاذب ملی نگاه های شوپنهاوری سوق پیدا نکنند ، آن چه اکنون گریبان گیر جامعه شرقی ما ست خصوصا در محیط جغرافیایی کشور افزایش چنین بی اخلاقی توسط نخب و طبقه فرهیخته جامعه است. 

 اعتماد عموم مردم به نخب خودشان و اعتماد نخب به یکدیگر به معنای ایجاد باور و پایان تحقیر فرهنگی ، علمی و .. و ایجاد مانعی در جهت قرار گرفتن در معرض هر گونه آسیب اخلاقی اجتماعی و روحی ست در این جاست که فضای عاری از توهمات و حقیقی پیش روی جامعه ای ست که خود را مدیون کپی رایت و مفاهیم گسترده آن می داند .


- کپی رایت و جامعه عرب اهوازی

مقوله کپی رایت گرچه به نظر می رسد ، مقوله جدید و مدرنی ست اما این گونه نیست همانگونه که پیش تر به قضیه افلاطون و شاگردش اشاره شد در آن عصور نیز جامعه های متمدن دیگری بودند که ارزش های اخلاقی در بین آن ها محترم شمرده می شده است.

جامعه عرب اهوازی نیز از قدیم الایام قضیه کپی رایت را به عنوان یک عمل پسندیده در حوزه اخلاق می شناختند و عدم رعایت این قوانین اخلاقی ، شخص خاطی را در فضای بی اعتباری و غیر موثوق بودن در جامعه قرار می داده است که این امر از دید عوام بلیتی ست که شان و منزلت اشخاص را به شدت مورد تهدید قرار می داده است لذا ما از این مسئله در حوزه دین ، علوم حدیث و علم رجال برای شناخت افراد موثوق بهره می گیریم  و جالب این جاست که اعتبار اسناد و روایات نیز با آن به شکلی پیوند می خورند که در صورت اسقاط وثوق شخصی سندیت روایت نیز به دنبالش به ضعیف بودن و غیر قابل اعتماد بودن گره می خورد .

حال اگر بخواهیم مصداق مشخصی دیگری را در رابطه با شناخت مفاهیم کپی رایت و رعایت این قوانین از سوی اعراب را برشماریم می توانیم اشاره ای داشته باشیم به این نکته که در دوران جاهلیت و پس از آن قصه های مختلف ، روایت های گوناگون ، اشعار و قصائد بیشتر سینه به سینه منتقل می شده است با این حال ما اکنون به راحتی می توانیم به شعرها و صاحبان حقیقی آن ها و حتی شان النزول شعر ها دست پیدا کنیم بی آن که کسی مدعی شود مثلا اشعار امرو القیس اشعار او نیستند بلکه اشعار فلانی هستند ... و این امر بزرگترین دلیلی ست که می تواند اثبات کند که اعراب بخوبی این مفاهیم ( کپی رایت ) را درک کرده اند و آن ها را جزء شاخصه فرهنگی اخلاقی خود پذیرفته بوده اند و بدان عمل می کرده اند .

چرا که ضرورت نوشتن و ثبت کردن در مباحث ادبی خصوصا در زمینه شعر زمانی احساس می شود و دقدقه های فکری شاعر و یا نویسنده را بر می انگیزد که شاعر و یا نویسنده احساس امنیت روانی و حقوقی را نسبت به اثر خود در جامعه از دست دهد و احساس کند اثر وی در تهدید خطر به سرقت و یا حذف و یا تحریف قرار دارد ، اما ما می بینیم شُعرا در شبه جزیره عربی و منطقه عراق و شام و خوزستان که قوم حیره و عیلامیان در آن می زیستند ، هیچ گونه واهمه ای از سرقت های ادبی نداشته اند و با آسایش کامل آثار خود را به سینه های دیگر اعراب جهت انتشار می سپردند گویا جامعه آن دوره به گونه ای تربیت شده بودند که شاخصه های اخلاقی کپی رایت را بدون وجود قوانین بازدارنده ، حقوقی و هرگونه نظام تبلیغاتی پیش گیرانه ای ،رعایت می کردند و به گونه ای که به نظر می رسید امنیت اخلاقی حوزه های فکری ، ادبی در آن جامعه ها در بهترین شرایط ممکن ،بود .

اکنون چنین فرهنگی خوشبختانه در جامعه عرب اهوازی ما هنوز که هنوزه در جریان است و اشعار سینه به سینه منتقل می شوند بی آن که مورد جعل ، تحریف و سرقت قرار گیرند و این یک ارزش مهم فرهنگی ست که باید درشت نمایی شود و به تقویت آن پرداخت ، برای نمونه شعرای فراوانی داریم که شعر هایشان اکنون به چاپ رسیده و یا هنوز میهمان سینه های هم وطنان عزیزم می باشند در صورتی که در زمان حیات خود حتی یک برگ هم برای ثبت آثار و اشعارشان سیاه ننموده اند و به چاپ نرسانده اند همانند ، ملا اسماعیل بن عیسی الفیصلی  ، حمد العطوی ، عبود الحی سلطان ، طعان العلوان العامری الکعبی ، ایفیر البحیر السلامی ، بریهی و ... 

در فضای ادبی هنری همانند شعر خوانی ها به طرق مختلف ذکر نام شاعر و یا صاحب آن مقطع ( حفظ حقوق معنوی اثر ) ادبی از ملزومات چنین محافلی به شمار می رود و جالب این است که در هوسه ها **** و حتی در موسیقی و درحین خوانندگی به نحوی نام شاعر ذکر می شود .

 این فرهنگ حتی پیش از تصویب قوانین بین المللی کپی رایت در مناطق مختلف اهواز و نزد مردم عرب این خطه رایج و یکی از ضروریات اخلاقی و فرهنگی به شمار می رفته است نمونه بارز آن هوسه هایی ست که تا کنون در مراسم های مهم ، جشن ها ، اعیاد و حتی در ختم ها با چنین محوریتی سینه به سینه برگذار می شوند ، در موسیقی سنتی وضع بر همین منوال است  همانند موسیقی علوانیه ***** خواننده نیز از این فرهنگ تبعیت می کند همان طور که صاحب این سبک جهانی در موسیقی به جا مانده از وی ، به چنین شاخص فرهنگی توجه کامل داشته است و در جهت حفظ ارزش معنوی و حقوقی اثر اسامی شاعران و دست اندرکاران را نیز ذکر می کرده است .

 در فضای مجازی که بیش از پیش سرقت ادبی رایج است می بینیم جامعه عرب اهوازی به خوبی عهده دار حفظ و رعایت چنین خصیصه ای اخلاقی هستند ، تنها کافی ست به صورت میدانی و مستمر در فضاهای مجازی و در ارتباط تنگاتنگ با آن ها قرار گیرید و با قرار دادن بدبینانه ترین عینک بر نگاه های تیز و هوشیارتان ، پس از مدتی به این نتیجه خواهید رسید نتنها سرقت ادبی تقبیح می شود بلکه مفاهیم شیرینگ و حفظ حریم شخصی با احترام کامل صورت می پذیرد و با رعایت قوانین رایج تحت وب ..

در مسائل فکری و تاریخی نیز پژهشگرانی چون عبدالامیر حسونی زاده الشویکی ، توفیق نصاری ، لفته سواری ، کاظم پور کاظم  ، عبدالنبی قیم ، حسین فرج الله و عزیزی ... به مبارزه جهت حفظ نگاه صحیح و غیر متوهم در حوزه های مختلف به پاخواستند و با پژوهش ، تحقیق علمی و نقد هر گونه تحریف ، تدلیس ، تلبیس و .. به نوعی نگاه دار این میراث اخلاقی بزرگ بشری در این خطه بوده اند که این امر خود حاکی از اهمیت حفظ روح مفاهیم کپی رایت را نشان می دهد.

اکنون بر این امر واقف هستیم که شاخص های برجسته اخلاقی در جامعه اهوازی مان پیش از ظهور قوانین پیشگیرانه در نهاد عموم مردم رخنه کرده اند فلذا بایستی به تقویت و اصلاح این ستون ها پرداخت و با اولی قرار دادن تجربیات ، نظریات و اندیشه های نخب و فرهیختگان مخلص جامعه اهوازیمان روح اعتماد به نفس را به قشر فرهیخته خود بازگردانیم ، گرچه این کودک نوپا هنوز مراحل اولیه عمر خود را می گذراند ...



 "
محمد نبهان "  

18 July 2016            

              
کشور های عضو کنوانسیون برن جهت حمایت از آثار ادبی و هنری
                                         که با رنگ آبی نشان داده شده اند .



        


توضیحات :

* - شبکهٔ گسترده یک شبکه رایانه‌ای است که ناحیهٔ جغرافیایی نسبتاً وسیعی را پوشش می‌دهد (برای نمونه از یک کشور به کشوری دیگر یا از یک قاره به قاره‌ای دیگر). این شبکه‌ها معمولاً از امکانات انتقال خدمات دهندگان عمومی مانند شرکت‌های مخابرات استفاده می‌کند.
به عبارت کمتر رسمی، این شبکه‌ها از
مسیریابها و لینک‌های ارتباطی عمومی استفاده می‌کنند.

** -  مقصود از همبستری نامشروع در این جا ، ترکیب فکر و یا ایده ای که از کسی در گوشه ای از دنیا ربوده شده و بدون ذکر نام وی و اعتراف به اخذ آن مطلب یا ایده و .. از آن استفاده و بهره برداری می نماید در واقع این عمل ممکن است سبب به خلق نظریه و فکری نوین شود ولی به دلیل آن که منشاء وجودی آن از شخصی با ظرف ذهنی و پیش زمینه های فکری خاصی بوده و بدان اشاره نشده و خوانند و یا هر پژوهشگری را پس از وی دچار خطا و عدم درک صحیح نسبت به اثر بوجود آمده می کند و در بدترین حالت ممکنه سبب ایجاد توهم و بنیانی غیر واقع برای اذهان دیگران خواهد شد ، این توهمات ایجاد شده سبب می شود که ما را تاحدود زیادی در شناخت حقیقت دچار خطا کند و از سویی چشم انداز آینده را در برابر دیدگانمان مشوش و غیر واقعی بنمایاند یا به زبانی ساده تر این عمل با گل آلود کردن آب هیچ تفاوتی ندارد ..

*** -  فیلسوف و ریاضی دان آلمانی / 1716-1646

**** -
هوسه یا یزله ، نوعی شعر رباعی است و بیشتردرون مایه حماسی دارد و در عروسی ـ عزا ـ جنگ ـ نزاعها خوانده میشود هوسه را در زبان فارسی یزله میگویند. هنگام یزله کردن جمعی دور یزله کننده گرد می آیند و پس از آن شاعر یا یزله کننده هوسه اش را می خواند و پس ازاتمام هوسه جمعیت با پایکوبی مصراع چهارم را با خواننده هوسه همسرایی می کنند.

***** - علوانیه نام یکی از سبک یا الحان موسیقی عربی خوزستان است. نام این سبک برگرفته از نام سراینده آن علوان الشویع که در نوازندگی این سبک تخصص داشت گرفته شده است. همچنین علوانیه یکی از میراث‌های معنوی عرب‌های ایران به شمار می‌آید.




منابع :

1-
 پژوهش فقهی در باب مالکیت فکری و معنوی ( حق کپی رایت ) کیوان آذری ، حقوق معنوی پدید آورنده ، نشریه دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران شماره 22 ، ص 4 و5

2-
http://www.vajehyab.com/farhangestan/حق+نشر

3-
http://www.wipo.int/treaties/en/ip/berne/index.html

4- فلسفه کپی رایت – ویکی پیدیا

5- در باب حکمت زندگی ، آرتور شوپنهاور – انتشارات نیلوفر ص 83

6-  آیزایا برلین ، سرنوشت تلخ بشر ص 75 




موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۱۱/۲۲
محمد نبهان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.