محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

بازداشت

دوشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۵، ۰۶:۲۸ ب.ظ

بازداشت


چکمه ها و شانه ها با در خانه گلاویز شد ، 

در کمر خم کرد

خشم شان  ..

مشت های گره کرده شان   ..

فوران آن جوشش سرخ رنگ چهره شان

انقلابی در خانه ای اجاره ای به پا کرد ..!


همه چیز تکان خورد 

کتاب غسان کنفانی از بالای کتابخانه افتاد ..

زمین خورد ..

به گل چکمه ها ، آغشتن اش

اندیشه در او غرق شد

استحمام کرد ، بوی پرتقال گرفت .. !

سرزمین پرتقالی اما هنوز پریشان بود

رائحه بهار استشمام کرد کمی آرام بگیرد ..

براشفتشان ..

یک لحظه به پرواز در آمد .. 

رهای رها ..

خیابان به آغوشش گرفت 

پنجره محکم بر سر خود کوبید و گریست !

غسان نقش بر کف خیابان 

دست بر پیشانی بود ، هنوز ..

و اندیشه می جوید ..


آن قاب عکس ..

روی میز کنار پنجره ، 

به ضیافت آمده بود ..

نمی دانست اما ، امید تحت تعقیب است

به خاک افتاد .. 

شکست ، خرخرش آمد  ...

 اما ...

نخل از پشت تکه تکه هایش ، قامت کشید 

سبز تر شد ..

کارون هم آبی تر .. 


 قطعه ' کارمینا بورانا '  بر عصبانیت به شدت می شورید 

باتوم زبانش را فهمید 

خفه شد .. !


محمود درویش فریاد زد : 

مرا این جا پیاده کن  .. 

منم همانند آن هایم ، چیزی مرا به خود علاقه مند نمی سازد .. !

شروع به پیپ کشیدن کرد ..

به گوشه دیوار انداخته شد ، زیر چکمه ها له شد ،

اما همچنان محمود لبخند می زد 

بازداشت شد ..

و کتاب ، به جای نامعلوم برده شد ..


" محمد نبهان ، 1نوامبر "


پی نوشت :

 تصویر ، اثر #لؤی_کیالی

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۲۴
محمد نبهان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.