محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

مسلم

دوشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۴، ۰۴:۲۰ ب.ظ

مسلم !

در عصر حاضر
قطعاً حق با آنانی نیست که برای حفظ قدرت ، یا کسب آن دست به هر
جنایتی می زنند !

نمونه های منحصر به فردی در تایخ وجود دارد که می توان با تامل در آن حق را
یافت ، شاید بارزترین آن حوادث کربلاست که جای جای آن مملوء از درس های عظیم است .
شاید بررسی نقاط موثر و برجسته قضیه کربلا و حوادث پس از آن ، برای روشن شدن بعضی از قضایای به ظاهر گنگ عصر امروز ما ، نتنها بی ارتباط نیست بلکه ، حل خیلی از پیچیدگی های ان را با استعانت به این الگوی متعالی ، و با تامل
در آن سهل می گرداند !

آن جایی که مسلم ابن عقیل مسیر پیروزی را در ظاهر تغییر داد !
یا به عبارت دیگر برگ برنده خود را آتش زد ، و سرآغازی شد بر حوادث جانسوز بعد از خود ، اولین سئوالی که ذهنم را همیشه به خود مشغول
می کرد این بود ...... " بـــــــــــــه چـــــــــــه قـــــــــــیمت ؟! "

بعدها ، خصوصا در قضایا و حوادث اخیر منطقه متوجه شدم که حق ممکن
است از سوی چند گروه مظلومانه مورد ضرب واقع شود ، ولی همیشه عیان است و به این ایمان دارم که همه می دانند حق کجاست و کدام است و به
کدام سو باید رفت اما اساس مشکل آن است که هرکس حق را با اشتهای
خود تناول می کند و برای رسیدن به نتیجه دنیوی می جنگد و نه حق !

در زیر اشاره به گوشه ای از حادثه بزرگ کربلا شده است ، آن جایی که حق
به اشتهای شخصی تناول نشد !

انصراف مسلم از قتل ابن زیاد
-----------------------------------
ابن زیاد همچنین به شریک بن اعور که در منزل هانی در بستر بیماری افتاده بود پیغام داد که به زودی به عیادتش خواهد آمد. در پی آن شریک ، مسلم بن عقیل را تشویق کرد تا ابن زیاد را در خانه هانی به قتل برساند؛ و برای این منظور طرحی را تدارک دید. او از مسلم خواست خود را در پشت پرده‌ای پنهان سازد و هنگامی که ابن زیاد سرگرم گفت و گو باشد، با اشاره شریک به وی حمله کند و او را از پای در آورد.

پس از ورود ابن زیاد به خانه هانی، شریک با او سرگرم گفت و گو شد. اندکی بعد برای اجرای نقشه خود آب طلبید ولی حرکتی از مسلم مشاهده نکرد.
او چند مرتبه دیگر خواسته خود را تکرار کرد و این شعر را خواند:

" ما تنتظرون بسلمی ان تحیوها؟ "

در انتظار چیستید که به سلمی درود نمی‌گویید؟
ولی مسلم این بار نیز دعوت او را اجابت نکرد.
ابن زیاد از هانی پرسید: آیا او هذیان می‌گوید؟
هانی پاسخ داد: آری این رفتار او از صبح شروع شده است.
آنگاه ابن زیاد با اشاره غلامش، مهران، که موضوع را دریافته بود مجلس را ترک گفت. پس از رفتن ابن زیاد، شریک به مسلم اعتراض کرد و
گفت: چه چیز تو را از کشتن باز داشت.

مسلم گفت :

* نخست آنکه هانی راضی نبود این کار در خانه او صورت گیرد؛

* و دوم آنکه سخن پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را به یاد آوردم که
فرمود:
(انّ الایمان قید الفتک، لا یفتک المؤمن )
مؤمن غافلگیرانه نمی کُشد . [1] [2] [3]

و نیز گزارش شده که هانی بن عروه پیشنهاد قتل ابن زیاد را به مسلم داد. [4]
هانی گفت: به خدا سوگند که اگر او را می کشتی، فاسقی تبهکار و فاجیری کافر و خائن را کشته بودی. لیکن من دوست نداشتم که در خانه من کشته شود!» [5]

--------------------------------------------------------
1 ↑ تاریخ الطبری ج۴، ص۲۷۱.
2 ↑ مناقب ج۳، ص۲۴۲-۲۴۳.
3 ↑ البدایة و النهایة ج۸، ص۱۶۴.
4 ↑ العقدالفرید ج۵، ص۱۲۷.۴.
5 ↑ الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 390، نیز ر.ک: تجارب الا مم، ج 4،
ص 44؛ تاریخ الطبری، ج 3، ص 282، با اندکی تفاوت. در ان آمده است / در کتاب تجارب الامم (ج 2، ص 44)


" محمد نبهان "
2 نوامبر 2014

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۶/۰۲
محمد نبهان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.