محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

مجموعه دست نوشته های شخصی محمد نبهان

محمد نبهان

آنان که خدا را می جویند ، او را می ستایند و درحالی که او را می جویند ، می یابندش و در همان حال که او را می یابند ، می ستایندش !

" آگوستین قدیس - اعترافات "

طبقه بندی موضوعی

آخرین مطالب

پربیننده ترین مطالب

محبوب ترین مطالب

مطالب پربحث‌تر

آخرین نظرات

نویسندگان

اسطوره

سه شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۳، ۰۱:۵۲ ب.ظ

اسطوره


امروز برای خرید کتاب به کتاب فروشی رفتم ، جمعی طبق عادت همیشگی که در خیلی از کتاب فروشی ها هست ، دور هم جمع شده بودند و درباره صادق هدایت و داستان های ایشان صحبت می کردند ، انقدر بحث داغ بود که یکی از انها که ظاهرا تعصب خاصی به هدایت نشان می داد
با جدیت تمام به دوستش گفت :
هر صحبتی که داری قبول .. ولی هدایت خط قرمز است نقد کردن ایشان یعنی خود را کوچک کردن !
انقدر این شخصیت بزرگ است که هرکسی به اندازه فهمش از کُتب بی نظیر ایشان بهره مند می شود ،

دوست نداشتم وارد بحث داغ شان شوم ولی یک چیز مرا واداشت که به بحث شان دخول کنم .. و آن این بود که علاقمند بودم رفلکس آن شخص را نسبت به نقطه نظرها و نقد مختصر جلال آل احمد از داستان بوف کور هدایت بدانم ..
در گیرو دار صحبت بود که به او گفتم :

چنین نقد و نقطه نظری نسبت به داستان بوف کور هدایت وجود دارد و فکر میکنم در " مجله ی علم و زندگی ـ شماره ی اول دی ماه 1330 " نیز به چاپ رسیده اگر در نت سرچ کنید پیدا خواهید کرد ...
در کمال تعجب گفتند :
جلال در حدی نیست که چنین اسطوره ای را نقد کند ... لبخند زدم و گفتم شما مطلب را خوانده اید ؟!!
گفتند : خیر ...
گفتم : پس چطور پیش از خواندن مطلب ، نظر خود را به سادگی بیان میکنید آن هم با این قاطعیت ...
چیزی نگفت جز سکوت و نگاهی پر از بغض و دلخوری ، فکر می کنم ایشان را از منبر و تکه تازی پایین کشیدم و تمرکزش را بهم ریختم من نیز به جستجوی کتاب مورد نظرم مشغول شدم .

متاسفانه در بیشتر کشور های جهان سوم و علی الخصوص جامعه ما اسطوره سازی به شکل عجیبی رواج دارد ، آنقدر سمبل های پوشالی می سازیم که بعد ها هم اگر بخواهیم کوچکترین ایرادی از انها بگیریم در سطح ساده آن ، نادان و بی سرپا شمرده می شویم و در سطوح بالاتر بی دین ، منحرف فکری و یا معاند با .... !
بزرگترین گرفتاری این جوامع دیکتاتور پروریست ، بله دیکتاتور پروری ... همین سمبل های پوشالی که با دست خود می پرورانیم کم کم با مرور زمان به مجسمه هایی برای پرستش جاهلان مبدل می شود و پس از ان همان ها با همان بتان دست به دست شده و هم وبال ما را می گیرند و هم سر ناقدان را به زیر تیغ می برند !
و بعدها که سرمان از این اختناق عجیب و غریب به سنگ می خورد ، باز ندای آزادی و دمکراسی سر می دهیم ..
ولی متاسفانه معلوم نیست که تا چه وقت باید شاهد چنین حلقه هایی بود ...


15 دسامبر 2013



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۹/۱۸
محمد نبهان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

نظر دادن تنها برای اعضای بیان ممکن است.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.